ترجمه (آیتی)
و بر قريهاى كه بر آن باران عذاب باريده بوديم گذر مىكردند. آيا آن را نمىديدند؟ آرى، به قيامت اميد نداشتند.
تفسیر نور (خرمدل)
(قریشیان در سفرهای خود به شام) از کنار شهری که باران شرّ و بدبختی (سنگباران) بر سر اهالی آنجا در گرفته بود گذشتهاند (و صحنههای گویا و تابلوهای زندهی سرنوشت دردناکِ آلودگان و بزهکاران را دیدهاند). مگر آنها را ندیدهاند؟! (آری! این صحنهها را دیدهاند، ولی درس عبرت نگرفتهاند. چرا که آنان کافر بوده و اصلاً به رستاخیز معتقد نیستند) و به معاد دل نمیبندند. [[«الْقَرْیَةِ»: بزرگترین شهر قوم لوط مراد است. «نُشُوراً»: زنده شدن دوباره. رستاخیز. معاد (نگا: فرقان / 3، فاطر / 9، ملک / 15).]]
تفسیر مختصر
و به تحقیق که این تکذیب کنندگان از میان قومت- در مسیر رفتن به شام- به شهر قوم لوط علیه السلام که به کیفر فاحشهای که انجام میدادند سنگها بر آن باریده شد گذشتهاند تا از آن پند بگیرند؛ آیا از دیدن این شهر کور گشتهاند و آن را ندیدهاند؟ نه، بلکه در انتظار رستاخیز نیستند تا بعدش را محاسبه کنند.