ترجمه (آیتی)
آنگاه، پس از آن اندوه، خدا به شما ايمنى ارزانى داشت، چنان كه گروهى را خواب آرام فرو گرفت. اما گروهى ديگر كه چون مردم عصر جاهلى به خدا گمانى باطل داشتند، هنوز دستخوش اندوه خويش بودند و مىگفتند: آيا هرگز كار به دست ما خواهد افتاد؟ بگو: همه كارها به دست خداست. آنان در دل خود چيزى را پنهان مىدارند كه نمىخواهند براى تو آشكارش سازند. مىگويند: اگر ما را اختيارى بود اينجا كشته نمىشديم. بگو: اگر در خانههاى خود هم مى بوديد، كسانى كه كشتهشدن بر آنها مقرر شده است از خانه به قتلگاهشان بيرون مىرفتند. خدا آنچه را كه در سينه داريد مىآزمايد و دلهايتان را پاك مىگرداند و خدا به آنچه در دلهاست آگاه است.
تفسیر نور (خرمدل)
سپس به دنبال این غم و اندوه، آرامشی به گونهی خواب سبکی بر شما چیره کرد که گروهی از (مؤمنان راستین) شما را فرا گرفت، و گروه دیگری تنها در بند خود بودند و دربارهی خدا پندارهای نادرستی چون پندارهای زمان جاهلیّت داشتند (و بر سبیل انکار) میگفتند: آیا چیزی از کار (پیروزی و نصرتی که پیغمبر به ما وعده داده بود) نصیب ما میشود؟ بگو: همهی کارها (اعم از پیروزی و شکست) در دست خدا است. (آنان در حین گفتن این سخن) در دل خود چیزهائی را پنهان میدارند که برای تو آشکار نمیسازند. (به خود) میگویند: اگر کار به دست ما بود (و یا: اگر برابر وعدهی محمّد، سهمی از پیروزی داشتیم،) در اینجا کشته نمیشدیم. بگو: اگر (برای جنگ بیرون نمیآمدید و) در خانههای خود هم بودید، آنان که کشتهشدن در سرنوشتشان بود، به قتلگاه خود میآمدند و (در مسلخ مرگ کشته میشدند. آنچه خدا خواست - بنا به مصلحتی که خود میدانست - در جنگ احد شد) تا خداوند آنچه را که در سینهها دارید بیازماید و تا آنچه را که در دلها دارید خالص و سره گرداند، و خداوند بدانچه در سینهها (از اسرار و رازها) است آگاه است. [[«أَمَنَةً»: امن. آرامش. مفعولٌبه یا مفعوٌلله است. «نُعَاساً»: چرت. بدل است. «أَهَمَّتْهُمْ أَنفُسُهُمْ»: خودشان برای خودشان اهمّیّت دارند و خویشتن را میپایند و بس. «ظَنَّ الْجَاهِلِیَّةِ»: همچون گمان جاهلیّت. یا: همچون گمان اهل جاهلیّت. (ظَنَّ) بدل است. «هَل لَّنَا مِنَ الأمْرِ شَیْءٌ»: مگر فتح و پیروزی نصیب ما میشود؟ هرگز! مگر در کار و بار خود اختیاری نداریم؟ اگر داشتیم چنین و چنان میکردیم و ... «یُخْفُونَ»: پنهان میدارند. «لا یُبْدُونَ»: آشکار نمیکنند. «بَرَزَ»: بیرون آمد (نگا: بقره / 250). «مَضَاجِع»: جمع مَضْجَع، آنجا که انسان در آن دراز میکشد و بر پهلو میافتد. مراد خوابگاه مرگ و قتلگاه است. «لِیَبْتَلِیَ»: تا بیازماید. «لِیُمَحِّصَ»: تا سره و خالص سازد (نگا: بقره / 143 و آلعمران / 141).]]
تفسیر مختصر
بعد از این رنج و سختی، آرامش و اطمینان را بر شما نازل فرمود، به این صورت که برخی از شما را -آنان که به وعده ی الهی یقین داشتند- به سبب اطمینان و آرامش موجود در دل هایشان، خواب سبکی در برگرفت، و آن منافقانی که هیچ اندوهی جز سلامتی خویش نداشتند؛ نه آرامشی به آن ها رسید و نه خوابی سبک آنان را دربرگرفت، پس در اضطراب و ترس به سر می برند، و به الله متعال گمان بد دارند که به رسولش یاری نمی رساند و بندگان صالحش را حمایت نخواهد کرد، همانند ظن اهل جاهلیت که الله متعال را به طور شایسته، بزرگ نداشتند، این منافقان از روی نادانی به مقام الهی می گویند: در خصوص رفتن برای جهاد، هیچ گونه حق انتخابی نداشتیم، و در صورت داشتن اختیار خارج نمی شدیم، -ای پیامبر- در پاسخ به آن ها بگو: اختیار تمام امور به دست الله متعال است، اوست که هر چه بخواهد و اراده کند، مقدر کرده و حکم می کند، و اوست که خروج شما را مقدر کرد. این منافقان، شک و گمان بدی در درون خود پنهان ساخته اند که براى تو آشکار نمی سازند، و (با خود) می گویند: اگر حق انتخابی در خروج داشتیم؛ در این مکان کشته نمی شدیم. -ای پیامبر- در پاسخ به آن ها بگو: اگر شما در خانه های خود به دور از مکان های (محتمل برای) کشته شدن و مرگ هم بودید، کسانی که کشته شدن بر آنان نوشته شده بود؛ قطعاً در قتلگاه های خود، بیرون می آمدند. الله متعال این امر را تنها برای آزمودن نیّات و اهداف قلبی شما صادر کرده است، و این که ایمان و نفاق آن (دل هایتان) را از هم جدا سازد. الله متعال از آنچه در دل های بندگانش وجود دارد، آگاه است و اندکی از آن بر او پوشیده نمی ماند.