إِذۡ قَالَ لِأَبِيهِ يَٰٓأَبَتِ لِمَ تَعۡبُدُ مَا لَا يَسۡمَعُ وَلَا يُبۡصِرُ وَلَا يُغۡنِي عَنكَ شَيۡـًٔا ۴۲
ترجمه (آیتی)
آنگاه كه پدرش را گفت: اى پدر، چرا چيزى را كه نه مىشنود و نه مىبيند و نه هيچ نيازى از تو برمىآورد، مىپرستى؟
تفسیر نور (خرمدل)
هنگامی (را بیان دار) که (محترمانه) به پدرش گفت: ای پدر! چرا چیزی را پرستش میکنی که نمیشنود و نمیبیند و اصلاً شرّ و بلائی از تو به دور نمیدارد؟ [[«لا یُغْنِی عَنکَ شَیْئاً»: هیچ گونه مشکلی را برای تو حل نمیکند و اصلاً شرّ و بلائی از تو به دور نمیدارد. واژه (شَیْئاً) مفعول به و یا این که مفعول مطلق است.]]
تفسیر مختصر
آنگاه که به پدرش آذر گفت: ای پدرم، چرا به جای الله بُتی را عبادت میکنی که اگر او را بخوانی دعایت را نمیشنود، و آنگاه که او را عبادت کنی عبادتت را نمیبیند، و نه آسیبی از تو برطرف میسازد، و نه نفعی برایت جلب میکند؟!