سوره انبیاء
ترجمهٔ صفحه ۳۲۷
آنها را خرد كرد. مگر بزرگ ترينشان را، تا مگر به آن رجوع كنند.
گفتند: چه كس به خدايان ما چنين كرده است؟ هر آينه او از ستمكاران است.
گفتند: شنيدهايم كه جوانى به نام ابراهيم، از آنها سخن مىگفته است.
گفتند: او را به محضر مردم بياوريد، تا شهادت دهند.
گفتند: اى ابراهيم، تو با خدايان ما چنين كردهاى؟
گفت: بلكه بزرگترينشان چنين كرده است. اگر سخن مىگويند از آنها بپرسيد.
با خودشان گفتوگو كردند و گفتند: شما خود ستمكار هستيد.
آنگاه به حيرت سر فرو داشتند و گفتند: تو خود مىدانى كه اينان سخن نمىگويند.
گفت: آيا سواى اللّه چيزى را مىپرستيد كه نه شما را سود مىرساند نه زيان.
بيزارم از شما و از آن چيزهايى كه سواى اللّه مىپرستيد. آيا به عقل درنمىيابيد؟
گفتند: اگر مىخواهيد كارى بكنيد، بسوزانيدش و خدايان خود را نصرت دهيد.
گفتيم: اى آتش، بر ابراهيم خنك و سلامت باش.
مىخواستند براى ابراهيم مكرى بينديشند، ولى ما زيانكارشان گردانيديم.
او و لوط را رهانيديم و به سرزمينى كه آن را بركت جهانيان قرار دادهايم، برديم.
و به او اسحاق و فرزندزادهاى چون يعقوب را بخشيديم. و همه را از شايستگان گردانيديم.