سوره کهف آیه ۸۳
وَيَسۡـَٔلُونَكَ عَن ذِي ٱلۡقَرۡنَيۡنِۖ قُلۡ سَأَتۡلُواْ عَلَيۡكُم مِّنۡهُ ذِكۡرًا ۸۳
و از تو در باره ذوالقرنين مىپرسند. بگو: براى شما از او چيزى مىخوانم.
و (ای پیامبر!) از تو درباره ی «ذوالقرنین» می پرسند؛ بگو : « به زودی چیزی از سر گذشت او برای شما خواهم خواند».
او دوى له تا نه د ذوالقرنین په باره كې تپوس كوي، ته (دوى ته) ووایه: ژر به زه تاسو ته د هغه په هكله څه احوال ولولم
Ва аз ту дар бораи Зулқарнайн мепурсанд. Бигӯ: «Бар эй шумо аз ӯ чизе мехонам»,
دهربارهی (ذو القرنین) یش پرسیارت لێ دهکهن، پێیان بڵێ: گۆشهیهک له بهسهرهاتی ئهوتان بۆ باس دهکهم.
(Muhemmed!) Ewan (kesan) ji te pirsa xweyê du qoçan (Zulqerneyn) dikin. Tu (beresiva wan aha) bide: "Ezê ji bona we ra, ji serdaborya wî hinek axiftina bixûnim
And they ask you, [O Muhammad], about Dhul-Qarnayn. Say, "I will recite to you about him a report."
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
(ای پیغمبر! برخی از کفّار به دسیسهی یهودیان) از تو دربارهی (سرگذشت) ذوالقرنین میپرسند. بگو: گوشهای از سرگذشت او را برایتان بازگو خواهم کرد. [[«ذِی الٌقَرْنَیْنِ»: ذوالقرنین را اسکندر مقدونی و کورش کبیر و شاهی از پادشاهان یمن که تبابعه نامیده میشدند میدانند. علّت تسمیه او به ذوالقرنین شاید این باشد که مشرق و مغرب جهان آن روزی را تسخیر نمود و عربها به آن «قَرْنَیِ الشَّمْسِ»: یعنی دو شاخ خورشید میگویند. یا بدین علّت بوده است که کلاهخودی بر سر نهاده است که دو شاخک داشته است. «سَأَتْلُو»: خواهم خواند. بیان خواهم کرد. در رسمالخطّ قرآنی الف زائدی در آخر دارد. «ذِکْراً»: یادی. شمّهای (نگا: کهف / 70).]]
تفسیر مختصر
و - ای رسول- مشرکان و یهود به هدف امتحان در مورد قصۀ ذوالقرنین از تو میپرسند، بگو: بهزودی بخشی از قصۀ او را که به آن عبرت و پند میگیرید برایتان میخوانم.
نمایش با رسم ساده (املایی)
ويسألونك عن ذي القرنين قل سأتلو عليكم منه ذكرا