سوره مائده آیه ۱۰۳
مَا جَعَلَ ٱللَّهُ مِنۢ بَحِيرَةٍ وَلَا سَآئِبَةٍ وَلَا وَصِيلَةٍ وَلَا حَامٍ وَلَٰكِنَّ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ يَفۡتَرُونَ عَلَى ٱللَّهِ ٱلۡكَذِبَۖ وَأَكۡثَرُهُمۡ لَا يَعۡقِلُونَ ۱۰۳
خداوند درباره بَحيره و سائبه و وصيله و حامى حكمى نكرده است؛ ولى كافران بر خدا دروغ مىبندند و بيشترينشان بىخردند.
خداوند هیچ گونه «بحیره» و نه«سائبه» و نه«وصیله» و نه«حام» را قرار نداده است، ولی کسانی که کافر شدند، بر خدا دروغ می بندند، و بیشترشان در نمی یابند.
الله نه ده مقرره كړې هېڅ بحیره او نه سايبه او نه وصیله او نه حام، او لېكن هغه كسان چې كافر شوي دي دوى په الله باندې دروغ تپي او د دوى اكثره نه پوهېږي
Худованд дар бораи баҳира ва соиба ва васила ва ҳомӣ ҳукме накарда аст, вале кофирон бар Худо дурӯғ мебанданд ва бештаринашон бехираданд.
خوا بڕیاری ئهوهی نهداوه که وشتر گوێی ببڕدرێت یان بهڕهڵا بکرێت، یان بهرخۆلهی مهڕهکان بۆ بتهکان سهر ببڕدرێت، یان وشتری نێر ئازاد بێت، بهڵام ئهوانهی بێ باوهڕ بوون درۆیان بهدهم خواوه ههڵدهبهست، زۆربهشیان ژیر نابن (ههر له خۆیانهوه بڕیاری نابهجێ دهدهن و کرداری ناپهسهند دهکهن).
Yezdan ji bona (tu kesekî ra fermana gorîdana) bi tarişa (ku pênç salan zaye, îdî gohê wê hatîye qelişandinê; sitewr serbest hatîye berdanê) û bi wê tarişa (ku hatîye peymankirinê, heke ewa meriva ji merg û nexweşîya xwe mefa bibe, wê ewê tarişê li ser pûtan jêke) û bi wê tarişa (ku bi çêwî nêr û mê zaye, dibêjin: “Eva mê gehîjte birayê xweyê nêr.” Îdî herduk jî têne berdanê) û bi wê tarişa (tove, ku deh salan tovdaî kiribe, îdî ii pişta wî pûrt hildane; aha gotine: “Pişta vî hişk bûye ji wî tov çê nabe,” serbest berdane) ne kirîye. Lê ewanê bûne file hene! ewana (evan gotinan) bi vir li ser navê Yezdan derewan dikin. Şixwa pirê wan bi xweber jî (ji van tiştan) hişê wan nabirin
Allah has not appointed [such innovations as] bahirah or sa'ibah or wasilah or ham. But those who disbelieve invent falsehood about Allah, and most of them do not reason.
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
خداوند بَحیره، سائبه، وصیله، و حامی را مشروع و مقرّر نداشته است. ولیکن کافران (از پیش خود چیزهائی سرهم میکنند و) برخدا دروغ میبندند، و بیشتر آنان نمیفهمند (که این کارها ناروا است و عذاب سختی به دنبال دارد). [[«بَحِیرَةٍ»: در لغت به معنی گوش شکافته، و در اصطلاح به شتر مادهای میگفتند که پنج شکم میزائید و پنجمین آنها نرینه بود. در این صورت گوشش را میشکافتند و بارکردن و سوارشدن و خوردن گوشت آن را حرام میدانستند و از هیچ گونه چراگاه و آبی آن را باز نمیداشتند. «سَآئِبَةٍ»: در لغت به معنی رها، و در اصطلاح به شتر مادهای میگفتند که صاحبش نذر میکرد که اگر به سلامت از سفر برگردد، آن را رها کند. چنین شتری مانند بَحِیرَة برای وفای به نذر معاف و آزاد میشد. «وَصِیلَةٍ»: در لغت به معنی واصله یعنی رسیده و پیوسته، و در اصطلاح به برّه مادینهای گفته میشد که به صورت دوقلو همراه نرینهای متولّد میگردید و به خادمان بتان داده میشد. «حَامٍ»: در لغت به معنی حامی و حافظ، و در اصطلاح به شتر نری گفته میشد که از نژاد آن ده نسل متولّد میگردید و در این صورت همچون بَحِیرَة و سَآئِبَة آزادانه میچرید و از باربری و سواری و خوردن معاف میشد. البتّه درباره بَحیرة و سائبة و وصیلة و حامی سخنان دیگری گفتهاند که همه و همه بیانگر فرهنگ منحطّ جاهلیّت پیش از اسلام است.]]
تفسیر مختصر
الله چارپایان را حلال قرار داده است، یعنی چارپایانی را که مشرکان برای بتهایشان بر خود حرام کردهاند حرام قرار نداده است، این چارپایان عبارتند از بَحیره- شتری که وقتی شکمهای مشخصی زائیده باشد، گوشهایش بریده میشود-، سائبه- شتری که وقتی سن مشخصی را سپری کند، برای بتهایشان رها میشود، وصیله- شتری که پشت سر هم دو شکم ماده میزاید- و حامی- شتر نری که چند بچه شتر از پشت او متولد شده باشند-، اما کافران از روی دروغ و بهتان ادعا کردند که الله موارد مذکور را حرام گردانیده است، و بیشتر کافران میان حق و باطل و میان حلال و حرام تمایز قائل نمیشوند.
نمایش با رسم ساده (املایی)
ما جعل الله من بحيرة ولا سائبة ولا وصيلة ولا حام ولكن الذين كفروا يفترون على الله الكذب وأكثرهم لا يعقلون