سوره قصص آیه ۲۱
فَخَرَجَ مِنۡهَا خَآئِفًا يَتَرَقَّبُۖ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ ٱلۡقَوۡمِ ٱلظَّٰلِمِينَ ۲۱
ترسان و نگران از شهر بيرون شد. گفت: اى پروردگار من، مرا از ستمكاران رهايى بخش.
پس ترسان و چشم به راه حادثه،از شهر بیرون شد، گفت : « پروردگارا ! مرا از قوم ستمکار نجات بده».
نو موسٰى له دغه (ښار) نه ووت، په دې حال كې چې وېرېدونكى و (او) انتظار يې كاوه، ويې ويل: اى زما ربه! ته ما ته له ظالم قوم نه نجات راكړې
Тарсону нигарон аз шаҳр берун шуд. Гуфт: «Эй Парвардигори ман, маро аз ситамкорон наҷот деҳ!»
موسا له شار دهرچوو بهترس و بیمهوه، ههر سهیری ئهملاو ئهولای خۆی دهكرد، لهبهر خۆیهوه دهیوت: پهروهردگارا له دهست قهومی ستهمكار ڕزگارم بكه.
Îdî (Mûsa) bi tirs (ji bajar) derket, li dora xwe mêze dikir (aha lava dikir) digot: “Xudayê min! Tu min ji komalê cewrkar fereste bike
So he left it, fearful and anticipating [apprehension]. He said, "My Lord, save me from the wrongdoing people."
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
موسی از شهر خارج شد، در حالی که ترسان و چشم به راه بود (که هر لحظه حادثهای رخ دهد و فرعونیان او را دستگیر کنند. خدا را به فریاد خواند و) گفت: پروردگارا! مرا از مردمان ستمگر رهائی بخش. [[«خَآئِفاً»: ترسان. «یَتَرَقَّبُ»، انتظار میکشید. چشم به راه دستگیری و وقوع پیآمدها و حوادث بود.]]
تفسیر مختصر
آنگاه موسی علیه السلام فرمان آن مرد خیرخواه را اجرا کرد، و ترسان و درحالیکه انتظار میکشید چه اتفاقی برایش رخ میدهد از شهر خارج شد، و اینگونه پروردگارش را خواند: پروردگارا مرا از قوم ستمکار نجات بده، تا آسیبی به من نرسانند.
نمایش با رسم ساده (املایی)
فخرج منها خائفا يترقب قال رب نجني من القوم الظالمين