سوره تحریم آیه ۱
يَٰٓأَيُّهَا ٱلنَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَآ أَحَلَّ ٱللَّهُ لَكَۖ تَبۡتَغِي مَرۡضَاتَ أَزۡوَٰجِكَۚ وَٱللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ۱
اى پيامبر، چرا چيزى را كه خدا بر تو حلال كرده است، به خاطر خشنودساختن زنانت بر خود حرام مىكنى؟ و خدا آمرزنده و مهربان است.
ای پیامبر! چرا چیزی را که الله بر تو حلال کرده است به خاطر خشنودی همسرانت (بر خود) حرام میکنی؟! و الله آمرزندة مهربان است.
اى نبي! ته ولې هغه شى حراموې (بندوې) چې الله تا ته حلال كړى دى؟ ته د خپلو ښځو خوشحالول (او راضی كول) غواړې۔ او الله ډېر بخښونكى، بې حده رحم كوونكى دى
Эй паёмбар, чаро чизеро, ки Худо бар ту ҳалол кардааст, ба хотири хушнуд сохтани занонат бар худ ҳаром мекунӣ? Ва Худо бахшояндаву меҳрубон аст!
ئهی پێغهمبهر تۆ بۆچی شتێک له خۆت حهرام دهکهیت که خوا بۆی حهڵاڵ کردویت، دهتهوێت بهو کاره هاوسهرهکانت ڕازی بکهیت؟! لهکاتێکدا ههر خوا لێخۆشبوو میهرهبانه.
Pêxember! tu çima tiþtê Xuda ji te re rewa dêraye tu ji bûna qayilbûna jinên xwe nerewa didêrî? Xuda bexþendekar e dilovan e
O Prophet, why do you prohibit [yourself from] what Allah has made lawful for you, seeking the approval of your wives? And Allah is Forgiving and Merciful.
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
ای پیغمبر! چرا چیزی را که خدا بر تو حلال کرده است، به خاطر خوشنود ساختن همسرانت، بر خود حرام میکنی؟ خداوند آمرزگار مهربانی است (و تو را و همسران تو را میبخشاید). [[«لِمَ تُحَرِّمُ مَا»: چیزی که پیغمبر آن را بر خود حرام فرمود، خوردن عسل، یا نزدیکی با ماریه قبطی، و یا نزدیکی با همه همسران به مدّت یک ماه بود. این تحریم، تحریم شرعی نبود و بلکه پیغمبر سوگند میخورد که از این به بعد عسل نخورد، و یا به مدّت یک ماه از آمیزش با همسران دوری بکند. چکیده روایت چنین است: همسر پیغمبر، زینب دختر جحش که عمّهزاده رسول و صاحب وجاهت بود، اغلب از عسلی که خویشاوندانش برای او هدیّه میآوردند، به شوهر محبوب خود میخورانید. خویشاوندی و زیبائی او سبب گردید بنا به سرشت انسانی، امّالمؤمنین حفصه، و امّالمؤمنین عائشه بدو رشک برند. این دو با یکدیگر قرار میگذارند، وقتی که پیغمبر به پیش هر یک از آن دو تشریف فرما شوند، بدو عرض کنند: از وجود مبارک او بوی مغافیر به مشام میرسد. مغافیر صمغ بدبوئی است که از درختی به نام عرفط تراوش میکند. هنگامی که پیغمبر به پیش حفصه تشریف میآورد، بدو عرض میکند: بوی مغافیر استشمام میشود! رسول خدا میفرماید که او عسل خورده است؛ نه مغافیر. آن حضرت سوگند میخورد، دیگر عسل نخورد. نکند که زنبوران عسل احتمالاً از مغافیر تغذیه کنند! از حفصه میخواهد این سخن، رازی در میان ایشان باشد، تا دیگران نشنوند، و عسل را به پیروی از قدوه خود بر خویشتن حرام نکنند. ولی مسأله پخش میگردد، و پیغمبر سوگند میخورد که تا یک ماه با همسران خویش نزدیکی نخواهد کرد. روایت دیگر میگوید که: پیغمبر به ماریه قبطی علاقه وافر داشت و این امر باعث حسودی برخی از امّالمؤمنین گردید، و آن حضرت سوگند یاد کرد که با ماریه نزدیکی نکند. به هر حال خداوند دستور میدهند که کسی حق ندارد، حلال خدا را حرام، و حرام خدا را حلال سازد، چرا که قانونگذار تنها او است و بس. رسول اکرم بردهای را آزاد مینماید و قضیّه فیصله مییابد. «مَرْضَاة»: رضایت. خوشنودی. مصدر میمی است و در رسمالخطّ قرآنی با تاء کشیده نوشته شده است.]]
تفسیر مختصر
ای رسول، چرا کامجویی از کنیز خویش ماریه رضی الله عنها را که الله برایت حلال کرده، برای خشنودکردن همسرانت که احساساتشان علیه او برانگیخته شده، بر خودت حرام میکنی، و الله نسبت به تو بسیار آمرزنده و مهربان است؟!
نمایش با رسم ساده (املایی)
يا أيها النبي لم تحرم ما أحل الله لك تبتغي مرضات أزواجك والله غفور رحيم