سوره سبأ آیه ۱۹
فَقَالُواْ رَبَّنَا بَٰعِدۡ بَيۡنَ أَسۡفَارِنَا وَظَلَمُوٓاْ أَنفُسَهُمۡ فَجَعَلۡنَٰهُمۡ أَحَادِيثَ وَمَزَّقۡنَٰهُمۡ كُلَّ مُمَزَّقٍۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَأٓيَٰتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ ۱۹
بر خويشتن ستم كردند و گفتند: اى پروردگار ما، منزلگاههاى ما را از هم دور گردان. ما نيز افسانه روزگارشان گردانيديم و سخت پراكندهشان ساختيم و در اين عبرتهاست براى شكيبايان سپاسگزار.
پس گفتند :«پروردگارا ! میان سفرهای ما دوری بیفکن» و بر خویشتن ستم کردند، پس ما آنها را داستانهایی (برای عبرت دیگران) قرار دادیم، و آنان را سخت پراکنده (و متلاشی) ساختیم، بی گمان در این (ماجرا) برای هر صبر کننده ی سپاسگزاری نشانه هایی است.
نو دوى وویل: اى زمونږ ربه! ته زمونږ د منزلونو په مینځ كې لرې والى پیدا كړه۔ او دوى په خپلو ځانونو ظلم وكړ، نو مونږه دوى قصې (افسانې) وګرځول او مونږ دوى تار په تار كړل، پوره تار په تار كول، بېشكه په دغو كې خامخا نښې دي دهر ډېر صبر كوونكي، ډېر شكر كوونكي لپاره
Бар хештан ситам карданд ва гуфтанд: «Эй Парвардигори мо, манзилгоҳҳои моро аз ҳам, дур гардон!» Мо низ афсонаи рӯзгорашон гардонидем ва сахт парокандаашон сохтем ва дар ин ибратҳост барои сабркунандагони шукргузор!
(کهچی لهو نازو نیعمهتهش بێزار بوونو) وتیان: پهروهدگارا نێوانی ڕێگهو سهفهرهکانمان لهیهك دوور بخهرهوه، (بهم داخوازییهیان) ستهمیان له خۆیان کرد ئێمهش کردمانن به داستان و باسی سهرزاری خهڵکی، وه پاجه پارچهمان کردن، بهڕاستی ئا لهو)ڕووداو حاڵهتانهدا) بهڵگهو نیشانهی تهواو ههیه بۆ کهسانێك که خۆگربن لهکاتی ناخۆشی و تهنگانهدا، وه سوپاسگوزاربن له کاتی خۆشیدا (وه ههوڵ بدهن وهکو ئهو قهومه نالهباره بیانووگره نهبن).
Vêca gotin: "Perwerdekarê me! tu navbera rêwîtiyên me dûr bike.", û wan li xwe sitemkarî kir; êdî me jî wan kir hin buyer (ji ên pey wan re) û me wan tev ji hev hûr hûr kir. Bêguman di vî de ji her bîhnfirehê pirr sipaskar re gellek ayet (nîþan û îbret) hene
But [insolently] they said, "Our Lord, lengthen the distance between our journeys," and wronged themselves, so We made them narrations and dispersed them in total dispersion. Indeed in that are signs for everyone patient and grateful.
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
امّا ایشان (مست و مغرور نعمت و قدرت گشتند و همچون بنیاسرائیل از خوشیها سیر شدند و) گفتند: پروردگارا! فاصلههای (منازل) سفرهای ما را زیاد بفرما (تا فقرای بیسروپا نتوانند همچون ما اغنیاء سفر کنند.) و بدین وسیله به خود ستم کردند و (ما چنان زندگانی ایشان را پریشان کردیم و در هم پیچیدیم که) آنان را سخنانی (بر سر زبانها) نمودیم، و سخت متلاشیشان ساختیم (و هر کدام را به گوشهای از جهان پرت کردیم). قطعاً در این سرگذشت، نشانههای عبرت برای همهی شکیبایان سپاسگزار است. [[«بَاعِدْ»: دور کن. فاصله بینداز. «بَاعِدْ بَیْنَ أَسْفَارِنَا»: این درخواست به درخواست بیجای بنیاسرائیل میماند که میگفتند: کو سیر و پیاز؟!. (نگا: بقره / 61). چه بسا مراد از این خواست، توسعه طلبی و گسترش منطقه نفوذ و قدرت، یعنی چیزی نزدیک به مفهوم امپریالیسم امروزی باشد. «أَحَادِیثَ»: مراد سخنانی است که بر سر زبانها و نقل مجالس بوده و به عنوان افسانه عبرت و ضربالمثل نابودی قدرت روایت میشده است. «مَزَّقْنَاهُمْ ...»: (نگا: سبأ / 7).]]
تفسیر مختصر
اما از این نعمت الله که مسافتها را برایشان نزدیک کرده بود ناسپاسی کردند، و گفتند: پروردگارا با برداشتن این شهرها، میان سفرهایمان فاصله بینداز تا رنج سفر را بچشیم، و امتیاز شترهای سواری دهندهمان آشکار گردد، و با ناسپاسی نعمت الله و رویگردانی از شکر او تعالی و حسادت ورزیدن به فقرایشان بر خود ستم کردند. پس آنها را موضوع سخنان قصهها گردانیدیم که آیندگان در مورد آنها با یکدیگر سخن میگفتند، و آنها را سخت در شهرها تار و مار کردیم، بهگونهای که نمیتوانستند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، بهراستیکه در این امر- یعنی نعمتبخشی بر اهالی سبأ و سپس گرفتن انتقام از آنها بهسبب کفر و ناسپاسیشان- پندی است برای هرکس که بر طاعت الله و از نافرمانی او و در برابر مصیبت شکیبایی میکند، و شکر نعمتهایی را که الله بر او ارزانی داشته است به جای میآورد.
نمایش با رسم ساده (املایی)
فقالوا ربنا باعد بين أسفارنا وظلموا أنفسهم فجعلناهم أحاديث ومزقناهم كل ممزق إن في ذلك لآيات لكل صبار شكور