سوره یوسف آیه ۸۲
وَسۡـَٔلِ ٱلۡقَرۡيَةَ ٱلَّتِي كُنَّا فِيهَا وَٱلۡعِيرَ ٱلَّتِيٓ أَقۡبَلۡنَا فِيهَاۖ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ ۸۲
از شهرى كه در آن بودهايم و از كاروانى كه همراهش آمدهايم بپرس، كه ما راست مىگوييم.
و از(مردم) شهری که در آن بودیم ، و از کاروانی که با آن بودیم بپرس ، و بدون شک ما راستگو هستیم ».
او ته له هغه كلي نه تپوس وكړه، چې مونږ په كې وو۔ او له هغې قافلې نه (هم) چې مونږ په هغې كې راغلو۔ او بېشكه مونږ لازمًا رښتیا ویونكي یو
Аз шаҳре, ки дар он будаем ва аз корвоне, ки ҳамроҳаш омадаем бипурс, ки мо рост мегӯем».
(حهز دهکهیت، له خهڵکی) ئهو شارهش بپرسه که ئێمهی لێ بووین، لهو کاروانهش بپرسه که ئێمهی تێدا بووین و پیکهوه هاتینهوه ئێمه بهدڵنیایهوه ڕاست دهڵێن و ڕاستگۆشین.
(Heke tu ji me bawer nekî, hez kî) ji wan gundîyên, ku me (barê xwe li wura, dagirtîye) û ji wî kerwanê ku em bi hev ra hatine, bipirse. Bi rastî em rast dibêjin
And ask the city in which we were and the caravan in which we came - and indeed, we are truthful,"
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
و از (اهالی) شهری که ما در آن بودهایم (که مصر است) و از کاروانی که با آن (به کنعان) برگشتهایم بپرس (تا بیگناهی ما برای تو ثابت شود) و ما تأکید میکنیم که راستگوئیم (و جز حقیقت نمیگوئیم). [[«إسْأَلِ الْقَرْیَةَ»: از اهالی شهر بپرس. مضاف محذوف است که (اهل) است. یعنی: إِسْأَلْ أَهْلَ الْقَرْیَةَ. «الْقَرْیَةَ»: شهر (نگا: بقره / 58، انعام / 123، اعراف / 94). «الْعِیرَ»: کاروان. قافله.]]
تفسیر مختصر
و -ای پدر ما- برای اینکه راستگوییمان برایت ثابت شود از اهل مصر که در آن بودیم بپرس، و از افراد کاروانی که با آن آمدیم بپرس که آنچه را ما به تو خبر دادیم به تو خبر میدهند، و بهراستیکه ما در دزدی او که به تو خبر دادیم واقعاً راستگو هستیم.
نمایش با رسم ساده (املایی)
واسأل القرية التي كنا فيها والعير التي أقبلنا فيها وإنا لصادقون