ترجمه (آیتی)
و از آنها بيمناك شد. گفتند: مترس. و او را به فرزندى دانا مژده دادند.
تفسیر نور (خرمدل)
(هنگامی که دید دست به سوی غذا نمیبرند) در دل از ایشان احساس ترس و وحشت کرد. گفتند: مترس! سپس او را به تولّد پسری دانا و آگاه بشارت دادند. [[«أَوْجَسَ»: احساس ترس کرد. خوف و هراس به دلش راه یافت. البته حضرت ابراهیم این ترس و خوف را بدیشان میگوید (نگا: حجر / 52). علت خوف ابراهیم این بوده که برابر عرف آن زمان، اگر مهمان غذای مهماندار را نمیخورد، نشانه این بود که برای دشمنی و کار خطرناکی آمده است (نگا: هود / 69 و 70). «غُلامٍ»: پسر. مراد حضرت اسحاق است.]]
تفسیر مختصر
وقتی که دید نمیخورند ترسی از آنها را در وجود خویش پنهان کرد و آنها به ترسش پی بردند. آنگاه برای آرامکردن او گفتند: نترس، زیرا ما فرستادگانی از جانب الله هستیم، و او را از آنچه خوشحالش میکرد باخبر کردند به اینکه پسری صاحب علم فراوان برایش متولد میشود. شخص مورد مژده در اینجا اسحاق علیه السلام است.