ترجمه (آیتی)
از روى پندار گفتند: اينها چارپايان و كشتزاران ممنوع است. هيچ كس جز آنكه ما بخواهيم، نبايد از آنها بخورد. و اينها چارپايانى است كه سوارشدنشان حرام است و اينها چارپايانى است كه نام خدا را بر آنها ياد نكنند به خدا افترا مىبندند و به زودى به كيفر افترايى كه مىبستهاند جزايشان را خواهد داد.
تفسیر نور (خرمدل)
و (از جملهی خرافات ایشان این است که) میگویند: این (قسمت از) چهارپایان و کشت و زرع ممنوع است (و مخصوص بتها میباشد) و جز کسانی (از خدمتکاران اصنامی) که ما بخواهیم از آن نمیخورند، و این (قاعدهی ناروا ساختهی آنان و ناشی از) گمان ایشان است (نه ناشی از فرمان یزدان، و همچنین میگفتند: اینها) حیواناتی هستند که سوار شدن بر آنها حرام است و (کسی نباید سوار آنها شود. و اینها) حیواناتی هستند که به هنگام ذبح نام خدا را بر آنها نمیرانند (بلکه نام بتان را بر آنها میرانند و این را دستور خدا میدانند و) بر خدا دروغ میبندند. هرچه زودتر کیفر افتراهای آنان را خواهیم داد. [[«حِجْرٌ»: ممنوع. قدغن. حرام. مصدری است به معنی اسم مفعول، یعنی محجور، مانند (ذِبْح) که به معنی مَذبوح است (نگا: صافّات / 107). مفرد و مثنّی و جمع و مذکّر و مؤنّث در آن یکسان است. «بِزَعْمِهِمْ»: به گمان ایشان. یعنی چنین میانگارند که خدا بدیشان اجازه داده است چنین کنند (نگا: اعراف / 28 و یونس / 59). «إفْتِرَآءً عَلَیْهِ»: مراد این است که این نوع تقسیمبندی بیاساس و ناروا است و دروغگفتن بر زبان خدا است. (إِفْتِرآءً) حال و به معنی (مُفْتِرینَ) و یا مفعولٌله است.]]
تفسیر مختصر
و مشرکان گفتند: این دامها و کشتزارها ممنوعه هستند که هیچکس از آنها نباید بخورد مگر -به ادعا و افترای آنها- بعضی خادمان بتها و دیگر کسانی که آنها بخواهند، و گفتند: پشت این دامها حرام شده است؛ یعنی کسی سوار آنها نمیشود و باری بر پشت آنها حمل نمیشود. این دامها بحیره و سائبه و حامی بودند، و اینها حیواناتی هستند که هنگام ذبح آنها، نام الله را نمیبردند، بلکه آنها را فقط به نام بتهایشان ذبح میکردند؛ تمام این امور را با دروغ بر الله که این کارها از جانب اوست، مرتکب میشدند. بهزودی الله بهسبب آنچه که بر او تعالی افترا میبستند آنها را به عذابش مجازات خواهد کرد.