ترجمه (آیتی)
و ابراهيم پدرش آزر را گفت: آيا بتان را به خدايى مىگيرى؟ تو و قومت را به آشكارا در گمراهى مىبينم.
تفسیر نور (خرمدل)
و (برای مردمان بیان کن چیزهائی را که رخ داد) بدان گاه که ابراهیم به پدر خود آزر گفت: آیا بتهائی را به خدائی میگیری!! (مگر زشت نیست که انسان عاقل، سنگهای بیجان را پرستش و عبادت کند و در برابر تراشیدههای دست خود کرنش برد؟!). به حقیقت من تو را و قوم تو را در گمراهی آشکار (و به دور از راه پروردگار) میبینم. [[«أبِیهِ آزَرَ»: پدرش که آزر نام داشت (نگا: مریم / 41 - 45، توبه / 114، انبیاء / 52، شعراء / 70، زخرف / 26، ممتحنه / 4). برخی واژه (أَب) را کنایه از عمو میدانند، همان گونه که در سوره بقره آیه 133 آباء به معنی اجداد به کار رفته است. واژه (آزَرَ) عطف بیان است. «أَصْنَاماً»: جمع صنم. بتها. «آلِهَةً»: جمع إِله، خدایان. مفعول دوم فعل (تَتَّخِذُ) است.]]
تفسیر مختصر
و –ای رسول- به یاد آور آنگاه که ابراهیم علیه السلام به پدر مشرک خویش آزر گفت: ای پدر من، آیا به جای الله، بتهایی را معبود میگیری و عبادت میکنی؟! بهراستی که من، تو و قومت را که بتها را عبادت میکنند، بهسبب اینکه غیر الله را عبادت میکنید در گمراهی آشکار، و سرگشتگی از راه حق میبینم، زیرا او سبحانه معبود برحق است، و غیر او معبودان باطلی هستند.