ترجمه (آیتی)
هرگاه در سفر بوديد و كاتبى نيافتيد، بايد چيزى به گرو گرفته شود، و اگر كسى از شما ديگرى را امين دانست، آن كس كه امين دانسته شده امانت را بازدهد و بايد از اللّه، پروردگارش، بترسد. و شهادت را كتمان مكنيد. هر كس كه شهادت را كتمان كند، به دل گناهكار است و خدا از كارى كه مىكنيد آگاه است.
تفسیر نور (خرمدل)
و اگر در سفر بودید و نویسندهای نیافتید، پس چیزهائی گروگان بگیرید. و اگر برخی از شما به برخی دیگر اطمینان کرد، باید کسی که امین شمرده شده است، امانت او را بازپس دهد (و بستانکار در گروگان که امانتی محسوب است خیانت روا ندارد، و بدهکار وام را که ودیعهای بشمار است، به موقع بپردازد) و از خدائی که پروردگار او است بترسد، و گواهی را پنهان نکنید و هرکس آن را پنهان دارد قلبش بزهکار است، و خدا بدانچه انجام میدهید آگاه است. [[«رِهَانٌ»: جمع رَهْن به معنی مرهون، گروگانها. رِهَانٌ: مبتدا است و خبر آن محذوف است و تقدیر چنین است: فَرِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ تَکْفِی. یا خبر است و مبتدای آن محذوف است و تقدیر چنین است: فَعَلَیْکُمْ رِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ. «آثِمٌ»: گناهکار. «آثِمٌ قَلْبُهُ»: دل او بزهکار است. نسبت دادن گناه به دل، برای مبالغه و وضوح جرم است، همان گونه که برای تأکید کاری میگوئیم: گوشم آن را شنیده است. چشمم آن را دیده است. واژه (قلب) میتواند فاعل یا بدل بعض از کل (آثِمٌ) باشد، و ضمیر (ه) ضمیر شأن، و یا مرجع آن (مَنْ) است.]]
تفسیر مختصر
و اگر در سفر بودید و نویسندهای نیافتید که سند وام را برایتان بنویسد، کافی است کسیکه حق بر عهدۀ اوست رهنی را به صاحب حق تحویل دهد که ضمانتی برای حقش باشد تا زمانیکه بدهکار بدهیاش را پرداخت کند، اگر یکی از شما به دیگری اعتماد کرد و نه نوشتهای گرفت و نه گواه گرفت و نه رهن، و در این صورت، بدهی، در عهدۀ بدهکار امانت بود، باید آن را به طلبکارش بپردازد، و در این امانت از الله بترسد یعنی ذرهای از آن را انکار نکند، پس اگر انکار کرد، کسیکه شاهد معامله بوده است باید شهادت دهد، و جایز نیست آن را کتمان کند، و هرکس آن را کتمان کند، دلی گناهکار دارد و الله اعمال شما را میبیند، چنانکه ذرهای بر او پنهان نمیماند و شما را در قبال اعمالتان جزا خواهد داد.