ترجمه (آیتی)
به خودپسندى بر زمين راه مرو، كه زمين را نخواهى شكافت و به بلندى كوهها نخواهى رسيد.
تفسیر نور (خرمدل)
و در روی زمین متکبّرانه و مغرورانه راه مرو. چرا که تو (با پای کوبیدن قلدرانهات بر زمین) نمیتوانی زمین را بشکافی، و (با گردن کشیدن جبّارانهات بر آسمان، نمیتوانی) به بلندای کوهها برسی. (آخر ذرّهی ناچیزی انسان نام، در برابر کرهی زمین، و کرهی زمین در برابر مجموعهی هستی، چه چیز بشمار آست؟!). [[«مَرَحاً»: خوشحالی فراوان. شادمانی زیاد، و توأم با خودپسندی و خود بزرگبینی. مصدر است و حال بشمار است؛ یا این که مفعول مطلق فعل محذوف، و یا این که معفولله است. «لَن تَخْرِقَ»: پاره نخواهی کرد. نخواهی شکافت. «طُولاً»: تمییز یا این که حالِ فاعل است. یعنی از لحاظ بلندی یا گردنکشان و متطاولانه.]]
تفسیر مختصر
و در روی زمین با غرور و تکبر راه نرو، زیرا اگر با تکبر راه روی هرگز نخواهی توانست با راهرفتن زمین را بپیمایی، و هرگز قامتت به طول و ارتفاعی که کوهها رسیدهاند نخواهد رسید، پس در این صورت چرا تکبر؟!