قرآن فارسیquranfa.com
تفسیر سوره کهف

سوره کهف تفسیر آیه ۳۵

همهٔ ترجمه‌ها خواندن در سوره
وَدَخَلَ جَنَّتَهُۥ وَهُوَ ظَالِمٌ لِّنَفۡسِهِۦ قَالَ مَآ أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَٰذِهِۦٓ أَبَدًا ۳۵

ترجمه (آیتی)

و آن مرد ستم بر خويشتن كرده به باغ خود درآمد و گفت: نپندارم كه اين باغ هرگز از ميان برود.

تفسیر نور (خرمدل)

در حالی که (به سبب عدم ایمان به خدا) بر خویشتن ستمگر بود، (همراه دوست خود، سرمستِ غرور) به باغش گام نهاد (و نگاهی به درختان پرمیوه و خوشه‌های پُردانه و زمزمه‌ی رودبار انداخت، مستکبرانه) گفت: من باور نمی‌کنم هرگز این (باغ سرسبز) نابود شود و به فنا رود. [[«مَآ أَظُنُّ»: گمان نمی‌برم. باور ندارم. «تَبِیدَ»: نابود شود. از میان رود. از مصدر بَیْد و به یاد، به معنی فنا و هلاک. «هذِهِ»: این باغ. چه بسا مراد تسمیه کلّ به اسم جزء بوده و مقصود این جهان، و مرجع (مِنْها) در آیه بعد هم (جَنَّة) یا (حَیَاة) باشد.]]

تفسیر مختصر

و کافر همراه مؤمن وارد باغش شد تا آن را به او نشان دهد درحالی‌که با کفر و خودپسندی به خودش ستم می‌کرد. کافر گفت: گمان نمی‌کنم که این باغی که مشاهده می‌کنی نابود شود؛ چون اسباب بقا را برایش به‌کار گرفته‌ام.

ترجمه و نمایش

رسم‌الخط عربی

ترجمه‌های قابل نمایش

فارسی
پښتو
Тоҷикӣ
کوردی
Kurdî
English

بخش‌های افزوده

خواندن