قرآن فارسیquranfa.com
سُورَةُ الكهف

سوره کهف

تفسیر آیه به آیه
سوره ۱۸مکی۱۱۰ آیهصفحه ۲۹۳
خواندن سوره شروع تفسیر
  1. ۱ سپاس خداوندى را كه بر بنده خود اين كتاب را نازل كرد و هيچ كجى و…
  2. ۲ كتابى عارى از انحراف. تا مردم را از خشم شديد خود بترساند و مؤمنان را كه…
  3. ۳ در حالى كه تا ابد در آن جاودانه‌اند.
  4. ۴ و كسانى را كه گفتند: خدا فرزندى اختيار كرد، بترساند.
  5. ۵ نه خود به آن دانشى دارند و نه پدرانشان داشته‌اند، چه بزرگ است سخنى كه از…
  6. ۶ شايد اگر به اين سخن ايمان نياورند، خويشتن را به خاطرشان از اندوه هلاك سازى.
  7. ۷ ما هر چه در روى زمين است زينت آن قرار داديم، تا امتحانشان كنيم كه كدامشان…
  8. ۸ و نيز ما هستيم كه روى زمين را چون بيابانى خشك خواهيم كرد.
  9. ۹ آيا پنداشته‌اى كه اصحاب كهف و رقيم از نشانه‌هاى شگفت‌انگيز ما بوده‌اند؟
  10. ۱۰ آنگاه كه آن جوانمردان به غارها پناه بردند و گفتند: اى پروردگار ما، ما را از…
  11. ۱۱ سالى چند در آن غار به خوابشان كرديم.
  12. ۱۲ سپس بيدارشان كرديم تا بدانيم كدام يك از آن دو گروه حساب مدت آرميدنشان را داشته‌اند.
  13. ۱۳ ما خبرشان را به راستى براى تو حكايت مى‌كنيم: آنها جوانمردانى بودند كه به پروردگارشان ايمان…
  14. ۱۴ بر دلهايشان نيرو بخشيديم، آنگاه كه برخاستند و گفتند: پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمين است.…
  15. ۱۵ اينان كه قوم ما هستند، به جز او خدايانى اختيار كرده‌اند. چرا براى اثبات خدايى آنها…
  16. ۱۶ اگر از قوم خود كناره جسته‌ايد و جز خداى يكتا خداى ديگرى را نمى‌پرستيد، به غار…
  17. ۱۷ و خورشيد را مى‌بينى كه چون برمى‌آيد، از غارشان به جانب راست ميل مى‌كند و چون…
  18. ۱۸ مى‌پنداشتى كه بيدارند حال آنكه در خواب بودند و ما آنان را به دست راست و…
  19. ۱۹ همچنين بيدارشان كرديم تا با يكديگر گفت و شنود كنند. يكى از آنها پرسيد: چند وقت…
  20. ۲۰ زيرا اگر شما را بيابند سنگسار خواهند كرد، يا به كيش خويش درآورند. و اگر چنين…
  21. ۲۱ بدين سان مردم را به حالشان آگاه كرديم تا بدانند كه وعده خدا راست است و…
  22. ۲۲ خواهند گفت: سه تن بودند و چهارميشان سگشان بود و مى‌گويند: پنج تن بودند و ششميشان…
  23. ۲۳ هرگز مگوى: فردا چنين مى‌كنم،
  24. ۲۴ مگر خداوند بخواهد. و چون فراموش كنى، پروردگارت را به يادآر و بگو: شايد پروردگار من…
  25. ۲۵ و آنان در غار خود سيصد سال آرميدند و نُه سال بدان افزوده‌اند.
  26. ۲۶ بگو: خداوند داناتر است كه چند سال آرميدند. غيب آسمانها و زمين از آنِ اوست. چه…
  27. ۲۷ از كتاب پروردگارت هر چه بر تو وحى شده است تلاوت كن. سخنان او را تغييردهنده‌اى…
  28. ۲۸ و همراه با كسانى كه هر صبح و شام پروردگارشان را مى‌خوانند و خشنودى او را…
  29. ۲۹ بگو: اين سخن حق از جانب پروردگار شماست. هر كه بخواهد ايمان بياورد و هر كه…
  30. ۳۰ كسانى كه ايمان آورده‌اند و كارهاى شايسته كرده‌اند، بدانند كه ما پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‌كنيم.
  31. ۳۱ برايشان بهشتهاى جاويد است. از زير پاهاشان نهرها جارى است. بهشتيان را به دستبندهاى زر مى‌آرايند…
  32. ۳۲ برايشان داستان دو مرد را بيان كن كه به يكى دو تاكستان داده بوديم و بر…
  33. ۳۳ آن دو تاكستان، ميوه خود را مى‌دادند بى هيچ كم و كاست. و نهرى بين آن…
  34. ۳۴ حاصل از آنِ او بود. به دوستش كه با او گفت و گو مى‌كرد گفت: من…
  35. ۳۵ و آن مرد ستم بر خويشتن كرده به باغ خود درآمد و گفت: نپندارم كه اين…
  36. ۳۶ و نپندارم كه قيامت هم بيايد. و اگر هم مرا نزد خدا برند، جايگاهى بهتر از…
  37. ۳۷ دوستش كه با او گفت و گو مى‌كرد گفت: آيا بر آن كس كه تو را…
  38. ۳۸ ولى او خداى يكتا پروردگار من است و من هيچ كس را شريك پروردگارم نمى‌سازم.
  39. ۳۹ چرا آنگاه كه به باغ خود درآمدى نگفتى: هر چه خداوند خواهد، و هيچ نيرويى جز…
  40. ۴۰ شايد پروردگار من مرا چيزى بهتر از باغ تو دهد. شايد بر آن باغ صاعقه‌اى بفرستد…
  41. ۴۱ يا آب آن بر زمين فرو رود و هرگز به يافتن آن قدرت نيابى.
  42. ۴۲ به ثمره‌اش آفت رسيد و بامدادان دست حسرت بر دست مى‌ساييد كه چه هزينه‌اى كرده بود…
  43. ۴۳ جز خدا گروهى كه به ياريش برخيزند نبود و خود قدرت نداشت.
  44. ۴۴ آنجا يارى كردن خداى حق را سزد. پاداش او بهتر و سرانجامش نيكوتر است.
  45. ۴۵ برايشان زندگى دنيا را مثَل بزن كه چون بارانى است كه از آسمان ببارد و با…
  46. ۴۶ دارايى و فرزند پيرايه‌هاى اين زندگانى دنياست و كردارهاى نيك كه همواره بر جاى مى‌مانند نزد…
  47. ۴۷ روزى كه كوه‌ها را به راه مى‌اندازيم و زمين را بينى كه هر چه در اندرون…
  48. ۴۸ همه در يك صف به پروردگارت عرضه مى‌شوند. اكنون نزد ما آمديد همچنان كه نخستين بار…
  49. ۴۹ دفتر اعمال گشوده شود. مجرمان را بينى كه از آنچه در آن آمده است بيمناكند و…
  50. ۵۰ و آنگاه كه به فرشتگان گفتيم كه آدم را سجده كنيد، همه جز ابليس كه از…
  51. ۵۱ آنگاه كه آسمانها و زمين و خودشان را مى‌آفريدم، از آنها يارى نخواستم. زيرا من گمراه‌كنندگان…
  52. ۵۲ و روزى كه مى‌گويد: آنهايى را كه مى‌پنداشتيد شريكان منند ندا دهيد. ندا دهند و شريكان…
  53. ۵۳ چون مجرمان آتش را ببينند بدانند كه در آن خواهند افتاد و راه رهايى از آن…
  54. ۵۴ در اين قرآن براى مردم هر گونه داستانى بيان كرده‌ايم، ولى آدمى بيش از همه به…
  55. ۵۵ مردمان را چون به راه هدايت فرا خواندند، هيچ چيز از ايمان آوردن و آمرزش خواستن،…
  56. ۵۶ و ما پيامبران را نفرستاديم جز آنكه به مردم مژده دهند يا بيم. و كافرانى كه…
  57. ۵۷ كيست ستمكارتر از آن كه آيات پروردگارش را برايش بخوانند و او اعراض كند و كارهايى…
  58. ۵۸ پروردگارت آمرزنده و مهربان است. اگر مى‌خواست به سبب كردارشان در اين جهان بازخواستشان كند، بى‌درنگ…
  59. ۵۹ و آن قريه‌ها را چون كافر شدند به هلاكت رسانيديم و براى هلاكتشان وعده‌اى نهاديم.
  60. ۶۰ و موسى به شاگرد خود گفت: من همچنان خواهم رفت تا آنجا كه دو دريا به…
  61. ۶۱ چون آن دو به آنجا كه دو دريا به هم رسيده بودند رسيدند، ماهيشان را فراموش…
  62. ۶۲ چون از آنجا گذشتند، به شاگرد خود گفت: چاشتمان را بياور كه در اين سفرمان رنج…
  63. ۶۳ گفت: آيا به ياد دارى آنگاه را كه در كنار آن صخره مكان گرفته بوديم؟ من…
  64. ۶۴ گفت: آنجا همان جايى است كه در طلبش بوده‌ايم. و به نشان قدمهاى خود جست‌وجوكنان بازگشتند.
  65. ۶۵ در آنجا بنده‌اى از بندگان ما را كه رحمت خويش بر او ارزانى داشته بوديم و…
  66. ۶۶ موسى گفتش: آيا با تو بيايم تا از آنچه به تو آموخته‌اند به من كمالى بياموزى؟
  67. ۶۷ گفت: تو را شكيب همراهى با من نيست.
  68. ۶۸ و چگونه در برابر چيزى كه بدان آگاهى نيافته‌اى صبر خواهى كرد؟
  69. ۶۹ گفت: اگر خدا بخواهد، مرا صابر خواهى يافت آنچنان كه در هيچ كارى تو را فرمانى…
  70. ۷۰ گفت: اگر از پى من مى‌آيى، نبايد كه از من چيزى بپرسى تا من خود تو…
  71. ۷۱ پس به راه افتادند تا به كشتى سوار شدند. كشتى را سوراخ كرد. گفت: كشتى را…
  72. ۷۲ گفت: نگفتم كه تو را شكيب همراهى با من نيست؟
  73. ۷۳ گفت: اگر فراموش كرده‌ام مرا بازخواست مكن و بدين اندازه بر من سخت مگير.
  74. ۷۴ و رفتند تا به پسرى رسيدند، او را كشت، موسى گفت: آيا جان پاكى را بى‌آنكه…
  75. ۷۵ گفت: نگفتم كه تو را شكيب همراهى با من نيست؟
  76. ۷۶ گفت: اگر از اين پس از تو چيزى پرسم با من همراهى مكن، كه از جانب…
  77. ۷۷ پس برفتند تا به دهى رسيدند. از مردم آن ده طعامى خواستند. از ميزبانيشان سر برتافتند.…
  78. ۷۸ گفت: اكنون زمان جدايى ميان من و توست و تو را از راز آن كارها كه…
  79. ۷۹ اما آن كشتى از آنِ بينوايانى بود كه در دريا كار مى‌كردند. خواستم معيوبش كنم، زيرا…
  80. ۸۰ اما آن پسر، پدر و مادرش مؤمن بودند. ترسيديم كه آن دو را به عصيان و…
  81. ۸۱ خواستيم تا در عوض او پروردگارشان چيزى نصيبشان سازد به پاكى بهتر از او و به…
  82. ۸۲ اما ديوار از آنِ دو پسر يتيم از مردم اين شهر بود. در زيرش گنجى بود،…
  83. ۸۳ و از تو در باره ذوالقرنين مى‌پرسند. بگو: براى شما از او چيزى مى‌خوانم.
  84. ۸۴ ما او را در زمين مكانت داديم و راه رسيدن به هر چيزى را به او…
  85. ۸۵ او نيز راه را پى گرفت.
  86. ۸۶ تا به غروبگاه خورشيد رسيد. ديد كه در چشمه‌اى گِل‌آلود و سياه غروب مى‌كند و در…
  87. ۸۷ گفت: اما هر كس كه ستم كند ما عقوبتش خواهيم كرد. آنگاه او را نزد پروردگارش…
  88. ۸۸ و اما هر كس كه ايمان آورد و كارهاى شايسته كند، اجرى نيكو دارد. و در…
  89. ۸۹ باز هم راه را پى گرفت.
  90. ۹۰ تا به مكان برآمدن آفتاب رسيد. ديد بر قومى طلوع مى‌كند كه غير از پرتو آن…
  91. ۹۱ چنين بود. و ما بر احوال او احاطه داريم.
  92. ۹۲ باز هم راه را پى گرفت.
  93. ۹۳ تا به ميان دو كوه رسيد. در پس آن دو كوه مردمى را ديد كه گويى…
  94. ۹۴ گفتند: اى ذوالقرنين، يأجوج و مأجوج در زمين فساد مى‌كنند. مى‌خواهى خراجى بر خود مقرر كنيم…
  95. ۹۵ گفت: آنچه پروردگار من مرا بدان توانايى داده است بهتر است. مرا به نيروى خويش مدد…
  96. ۹۶ براى من تكه‌هاى آهن بياوريد. چون ميان آن دو كوه انباشته شد، گفت: بدميد. تا آن…
  97. ۹۷ نه توانستند از آن بالا روند و نه در آن سوراخ كنند.
  98. ۹۸ گفت: اين رحمتى بود از جانب پروردگار من؛ و چون وعده پروردگار من در رسد، آن…
  99. ۹۹ و در آن روز واگذاريم تا چون موج روان گردند، و چون در صور دميده شود…
  100. ۱۰۰ و در آن روز جهنم را به كافران، چنان كه بايد، نشان خواهيم داد:
  101. ۱۰۱ آن كسان كه ديدگانشان از ياد من در حجاب بوده و توان شنيدن نداشته‌اند.
  102. ۱۰۲ آيا كافران پندارند كه به جاى من بندگان مرا به خدايى گيرند؟ ما جهنم را آماده…
  103. ۱۰۳ بگو: آيا شما را آگاه كنيم كه كردار چه كسانى بيش از همه به زيانشان بود؟
  104. ۱۰۴ آنهايى كه كوششان در زندگى دنيا تباه شد و مى‌پنداشتند كارى نيكو مى‌كنند.
  105. ۱۰۵ آنان به آيات پروردگارشان و به ملاقات با او ايمان نياوردند، پس اعمالشان ناچيز شد و…
  106. ۱۰۶ همچنين كيفر آنان به سبب كفرشان و نيز بدان سبب كه آيات و پيامبران مرا مسخره…
  107. ۱۰۷ كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند مهمانسرايشان باغهاى فردوس است.
  108. ۱۰۸ در آنجا جاويدانند و هرگز هواى انتقال نكنند.
  109. ۱۰۹ بگو: اگر دريا براى نوشتن كلمات پروردگار من مركب شود، دريا به پايان مى‌رسد و كلمات…
  110. ۱۱۰ بگو: من انسانى هستم همانند شما. به من وحى مى‌شود. هرآينه خداى شما خدايى است يكتا.…

ترجمه و نمایش

رسم‌الخط عربی

ترجمه‌های قابل نمایش

فارسی
پښتو
Тоҷикӣ
کوردی
Kurdî
English

بخش‌های افزوده

خواندن