ترجمه (آیتی)
و رفتند تا به پسرى رسيدند، او را كشت، موسى گفت: آيا جان پاكى را بىآنكه مرتكب قتلى شده باشد مىكشى؟ مرتكب كارى زشت گرديدى.
تفسیر نور (خرمدل)
به راه خود ادامه دادند تا آن گاه که (از کشتی پیاده شدند و در مسیر خود) به کودکی رسیدند. (خضر) او را کشت! (موسی) گفت: آیا انسان بیگناه و پاکی را کشتی، بدون آن که او کسی را کشته باشد؟! واقعاً کار زشت و ناپسندی کردی. [[«غُلاماً»: نوجوان. در اینجا مراد پسر بچّه و کودک است (نگا: آلعمران / 40). «نَفْساً»: انسان. شخص. «زَکِیَّةً»: پاک و بیگناه. «بِغَیْرِ نَفْسٍ»: بدون کشتن کسی و داشتن حق قصاص. «نُکْراً»: زشت. نفرتانگیز.]]
تفسیر مختصر
آنگاه پس از پایین آمدن از کشتی درحالیکه بر ساحل راه میرفتند به راه افتادند، تا اینکه پسرکی را که به سن بلوغ نرسیده بود دیدند که با پسرکان بازی میکرد، پس خَضِر علیه السلام او را کشت، آنگاه موسی علیه السلام به او گفت: آیا کسی را که هنوز به سن بلوغ نرسیده است بدون هیچ گناهی کشتی؟! به تحقیق که کار بسیار ناپسندی انجام دادی!