ترجمه (آیتی)
تا به غروبگاه خورشيد رسيد. ديد كه در چشمهاى گِلآلود و سياه غروب مىكند و در آنجا مردمى يافت. گفتيم: اى ذوالقرنين، مىخواهى عقوبتشان كن و مىخواهى با آنها به نيكى رفتار كن.
تفسیر نور (خرمدل)
تا وقتی که به غروبگاه خورشید رسید. به نظرش آمد که آفتاب (انگار) در چشمهی گِلآلودِ تیره رنگی فرو میرود، و در آنجا گروهی (متمرّد کافر) را یافت. (از راه الهام به او) گفتیم: ای ذوالقرنین! (یکی از دو کار، دربارهی ایشان روا دار:) یا آنان را (در صورت ایمان نیاوردن، با کشتن) عذاب میدهی، و یا این که نسبت بدیشان خوبی میکنی (و در صورت ایمان آوردن از آنان گذشت مینمائی و به ارشاد ایشان همّت میگماری). [[«مَغْرِبَ»: مراد غرب جهان معمور آن روزی است. «عَیْنٍ»: چشمه. «حَمِئَةٍ»: لجنزار سیاه و بدبو. آب گِلآلودِ تیرهرنگ. «تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَةٍ»: مراد غروب ظاهری خورشید در آن سوی دریا یا اقیانوس است که انگار آفتاب به ژرفای آب فرو میرود و در آن میغنود. «حُسْناً»: خوبی و نیکی.]]
تفسیر مختصر
و به راه افتاد تا وقتی که به پایان خشکی در جهت غروب خورشید -آن گونه که جلوى ديد چشمان بود- رسید و آن را در حالی که گویی در چشمه ای داغ و دارای گِلی سیاه، فرو می رود، مشاهده كرد. در غروبگاه خورشید گروهی کافر را دید، و به او حق انتخاب دادیم و گفتیم: ای ذوالقرنین (صاحب دو شاخ) یا آنان را با کشتن یا شیوه ای دیگر، عذاب می دهی یا در حق ایشان نیکوکاری می کنی.