ترجمه (آیتی)
تا به ميان دو كوه رسيد. در پس آن دو كوه مردمى را ديد كه گويى هيچ سخنى را نمىفهمند.
تفسیر نور (خرمدل)
تا آن گاه که به میان دو کوه رسید، و در فراسوی آن دو کوه گروهی را یافت که هیچ سخنی را نمیفهمیدند (مگر با مشقّت زیاد. چرا که از نظر فکری عقبمانده و از لحاظ تمدّن در سطح بسیار پائینی بودند و زبان عجیبی داشتند). [[«السَّدَّیْنِ»: تثنیه سَدّ، به معنی مانع و حاجز، و گاهی به کوه گفته میشود. مراد از دو کوه سلسله جبال سرزمین قفقاز میان دریای خزر و دریای سیاه است. «بَیْنَ السَّدَّیْنِ»: شاید مراد تنگه «داریال» باشد که در نقشههای موجود، میان «ولادی کیوکز» و «تفلیس» نشان داده میشود. «مِن دُونِهِمَا»: جدای از مردمان مغرب زمین و مردمان مشرِق زمین. در جلو آن دو کوه. در فراسوی آن دو کوه.]]
تفسیر مختصر
و رفت تا اینکه به درهای میان دو کوه رسید و در برابر آن دو مردمی را دید که هیچ زبانی غیر از زبان خودشان را نمیفهمیدند.