ترجمه (آیتی)
مباد كه برخى از چيزهايى را كه بر تو وحى كردهايم واگذارى و بدان دلتنگ باشى كه مىگويند: چرا گنجى بر او افكنده نمىشود؟ و چرا فرشتهاى همراه او نمىآيد؟ جز اين نيست كه تو بيمدهندهاى بيش نيستى و خداست كه كارساز هر چيزى است.
تفسیر نور (خرمدل)
(ای پیغمبر! برای خوشنودی مشرکان تلاش مکن. آنان نمیخواهند ایمان بیاورند. اگر برای ارضاء آنان بکوشی) چه بسا تو برخی از چیزهائی را که به تو وحی میشود (از قبیل آیاتی که دربارهی نکوهش معبودهای دروغین ایشان است) فروگذاری و از (تبلیغ) آن (به مشرکان) دلتنگ و ناراحت شوی؟ زیرا که نکند (آن را تکذیب کنند و مانند همیشه) بگویند: چرا گنجی رایگان بدو ارمغان نمیگردد، یا این که با او فرشتهای نمیآید (تا صحّت نبوّت وی را به ما اعلام نماید. ای پیغمبر!) تو تنها بیمدهنده (ی کافران و مژدهرسان مؤمنان) هستی (و وظیفهی تو تبلیغ کلام آسمانی است وبس) و خداوند مطّلع و مراقب هرچیزی است (و از احوال تو و احوال ایشان آگاه است و اعمال همگان را میپاید). [[«لَعَلَّ»: در اینجا برای استفهام انکاری است و معنی نهی دارد (نگا: کهف / 6، شعراء / 3). «ضَآئِقٌ»: دلتنگ. غمگین. «أَن یَقُولُوا»: از ترس این که نگویند که. تا نگویند که. «کَنزٌ»: گنج. مراد مشرکان، گنج بادآورده و رایگانی است که دالّ بر صدق نبوّت پیغمبر باشد (نگا: فرقان / 8). «نَذِیرٌ»: بیمدهنده (نگا: رعد / 7، نازعات / 45). «وَکِیلٌ»: مطّلع. مراقب. پیغمبر از آنجا که انسان بوده است، تبلیغ مطالبی برای او مشکل و ناراحتکننده بوده است، ولی کوچکترین تعلّلی در کار تبلیغ نداشته است. البتّه اگر یاری و مددالهی نبود، دچار چنین لغزشی میشد (نگا: اسراء / 74).]]
تفسیر مختصر
ای رسول- بهسبب رویارویی با کفر و سرسختی و پیشنهاد آیات از سوی آنها - مبادا تبلیغ برخی از آنچه را که الله تو را به تبلیغ آن فرمان داده است و عمل به آن برایشان دشوار است رها کنی، و مبادا سینهات بهسبب تبلیغ آن تنگ گردد بهخاطر اینکه نگویند: چرا گنجی بر او فرو فرستاده نمیشود تا او را بینیاز سازد، یا چرا فرشتهای همراهش نمیآید تا او را تصدیق کند، پس به خاطر این کار بخشی از آنچه را که به تو وحی میشود رها نکنی، زیرا تو فقط انذار دهنده هستی، آنچه الله تو را به تبلیغ آن فرمان داده است ابلاغ کن، و آوردن آیاتی که به تو پیشنهاد میدهند برعهدۀ تو نیست، و الله بر همه چیز نگهبان است.