قَالُواْ تَٱللَّهِ تَفۡتَؤُاْ تَذۡكُرُ يُوسُفَ حَتَّىٰ تَكُونَ حَرَضًا أَوۡ تَكُونَ مِنَ ٱلۡهَٰلِكِينَ ۸۵
ترجمه (آیتی)
گفتند: به خدا سوگند پيوسته يوسف را ياد مىكنى تا بيمار گردى يا بميرى.
تفسیر نور (خرمدل)
گفتند: (ای پدر!) به خدا سوگند! آن قدر تو یاد یوسف میکنی که مشرف به مرگ میشوی یا (میمیری و) از مردگان میگردی. (خویشتن را بپا و به خود و به ما ترحّم فرما و از غم و اندوه بکاه). [[«تَفْتَؤُاْ تَذْکُرُ»: پیوسته به خاطر میآوری و همیشه یاد میکنی. در اصل (لا تَفْتَؤُاْ) است و عربها حرف (لا) را گاهی از اوّل (تَفْتَؤُاْ) حذف مینمایند و به معنی (لا تَزالُ) به کار میبرند. «حَرَضاً»: مصدر است و به معنی نزدیک شدن به مرگ است و در اینجا برای مبالغه و مراد شخص مشرف به مرگ است. «الْهَالِکِینَ»: مردگان. تباهشدگان.]]
تفسیر مختصر
برادران یوسف علیه السلام به پدرشان گفتند: - ای پدر ما- به الله سوگند پیوسته یوسف را یاد میکنی، و بر او اندوه میداری تا اینکه بیماری تو سخت شود، یا عملاً نابود شوی.