سوره زخرف آیه ۵۳
فَلَوۡلَآ أُلۡقِيَ عَلَيۡهِ أَسۡوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوۡ جَآءَ مَعَهُ ٱلۡمَلَٰٓئِكَةُ مُقۡتَرِنِينَ ۵۳
چرا دستهايش را به دستبندهاى طلا نياراستهاند؟ و چرا گروهى از فرشتگان همراهش نيامدهاند؟
پس چرا بر او دستنبدهای طلا فرو فرستاده نشده, یا (چرا) فرشتگان صف کشیده همراه او نیامده اند, (تا اورا یاری کنند)؟!».
پس په ده باندې د سرو زرو بنګړي (وښي) ولې نه غورځول كېږي، یا له ده سره ملايك صف تړلي (پیوسته) ولې) نه راځي
Чаро дастҳояшро ба дастбандҳои тилло наёростаанд? Ва чаро гурӯҳе аз фариштагон ҳамроҳаш наёмадаанд?
جا ئهوه بۆچی بازنی ئاڵتون و زێڕی پێشکهش ناکرێت (تانیشانه بێت بۆ پایهداری؟!)یان ئهوه بۆ فریشته لهگهڵیدا نههاتن بۆ بانگهواز کردن و پشتیوانی لێکردنی؟!
Vêca çima bazinên zêrîn li serê nehatine avêtin yan pêre feriþte bi hevaltî nehatin
Then why have there not been placed upon him bracelets of gold or come with him the angels in conjunction?"
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
(اگر راست میگوید که پیغمبر خدا و دارای مقام والا است) پس چرا دستبندهای زرین بدو داده نشده است (تا دستبندها نشانهی عظمت و ریاست او باشد؟) و یا چرا فرشتگان همراه او نیامدهاند (تا صداقت گفتار و ادّعای رسالت او را تأیید کنند و برای پیروزی او بکوشند و بجنگند؟). [[«فَلَوْ لا أُلْقِیَ عَلَیْهِ؟»: پس چرا برای او فرستاده نشده است؟ «أَسْوِرَةٌ»: جمع سِوار، دستبند، النگو. در میان آنان رسم بوده است که چون یکی را رئیس میکردند، دستبند و النگوی زرین به دستش مینمودند و گردنبند به گردنش میآویختند. «مُقْتَرِنِینَ»: همراهان. همدمان. کسانی که در رکاب کسی و در کنار او خواهند بود.]]
تفسیر مختصر
چرا الله که او را فرستاده دستبندهایی طلایی برایش نیفکنده؛ تا مشخص شود او رسولش است، یا چرا فرشتگانی پیاپی همراه او نیامدهاند.
نمایش با رسم ساده (املایی)
فلولا ألقي عليه أسورة من ذهب أو جاء معه الملائكة مقترنين