سوره زخرف آیه ۸۸
وَقِيلِهِۦ يَٰرَبِّ إِنَّ هَٰٓؤُلَآءِ قَوۡمٌ لَّا يُؤۡمِنُونَ ۸۸
گفتارش اين بود: اى پروردگار من، اينان مردمى هستند كه ايمان نمىآورند.
و (شکایت و) گفتار او (= پیامبر) (این بود:) «پروردگارا! بی گمان اینها قومی هستند که ایمان نمی آورند».
او قسم دى د دغه (رسول) په دې وینا چې اى زما ربه! بېشكه زما دا قوم ایمان نه راوړي
Гуфтори пайёмбар ин буд: «Эй Парвардигори ман, инҳо мардуме ҳастанд, ки имон намеоваранд!
سوێند به گوفتاری پێغهمبهر که وتی: پهروهردگارا، بهڕاستی ئهمانه قهوم و هۆزێکن، باوهڕ ناهێنن بیرناکهنهوه.
Û (zanîna) gotina wî ku (got:) "Perwerdekarê min! bêguman evên han komelekî ne ku bawerî naynin" (jî li cem Xuda ye)
And [Allah acknowledges] his saying, "O my Lord, indeed these are a people who do not believe."
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
و (خدا آگاه است) از گفتار محمّد که گفت: پروردگارا! اینها قومی هستند که ایمان نمیآورند. [[«قِیلِهِ»: قیل و قَول و مَقال، مصدر ثلاثی مجرّدند و به معنی گفته و سخن هستند. برخی واژه (قیل) را عطف بر (السَّاعَة) در سه آیه قبل میدانند که معنی چنین میشود: خدا از قیامت آگاه است و از شکایت پیغمبر نیز درباره ایمان نیاوردن قوم خود آگاه است. بعضی هم واو پیش از آن را حرف جر و برای قسم میدانند، و چیزی را که قسم بر آن یاد شده است (یَارَبِّ إِنَّ هؤُلآءِ قَوْمٌ لاّ یُؤْمِنُونَ) و یا این که محذوف میدانند. مرجع ضمیر (ه) پیغمبر است که از (لَئِن سَأَلْتَهُمْ) در آیه پیش پیدا است.]]
تفسیر مختصر
و الله از شکایت رسول خویش از تکذیب قومش آگاه است، که گفت: پروردگارا، اینها مردمی هستند که به آنچه مرا با آن بهسویشان فرستادهای ایمان نمیآورند.
نمایش با رسم ساده (املایی)
وقيله يا رب إن هؤلاء قوم لا يؤمنون