سوره یس آیه ۲۰
وَجَآءَ مِنۡ أَقۡصَا ٱلۡمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسۡعَىٰ قَالَ يَٰقَوۡمِ ٱتَّبِعُواْ ٱلۡمُرۡسَلِينَ ۲۰
مردى از دوردست شهر دواندوان آمد و گفت: اى قوم من، از اين رسولان پيروى كنيد.
و مرد (مؤمنی) از دورترین نقطه شهر شتابان آمد، (و خطاب به مردم) گفت: «ای قوم من! پیامبران (خدا) را پیروی کنید.
او د ښار تر ټولو لرې جانب نه یو سړى راغى، چې منډې يې وهلې، ويې ويل: اى زما قومه! تاسو د رسولانو پیروي وكړئ
Марде аз дурдасти шаҳр давон-давон омаду гуфт: «Эй қавми ман, ба ин расулон пайравӣ кунед!
ئهوسا لهوپهڕی شارهوه پیاوێکی ئیماندار بهپهله، به گورج و گۆڵی هات و وتی: ئهی قهوم و هۆزم ئهم پێغهمبهرانه ڕاست دهکهن، ئهم فرستادانه ڕاست دهڵێن شوێنیان بکهون، بڕوایان پێ بکهن، ئیمانیان پێ بهێنن...
Zilamekî ji devera herî dûrê bajêr bilez hate got: "Gelê min! hûn bidin pey qasidan
And there came from the farthest end of the city a man, running. He said, "O my people, follow the messengers.
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
مردی از دورترین نقطهی شهر با شتاب بیامد، گفت: ای قوم من! از فرستادگان (خدا) پیروی کنید (که سعادت هر دو جهان شما در آن است). [[«أَقْصی»: دورترین نقطه. «الْمَدِینَةِ»: شهر. مراد همان (الْقَرْیَةِ) در آیه سیزده است که انطاکیه است. «رَجُلٌ»: مردی که مؤمن بود و ایمان خود را پنهان میکرد، و در این لحظه حسّاس به یاری پیغمبران شتافت. گویا نام او (حبیب نجّار) بوده است. «یَسْعی»: جمله وصفیه و صفت (رَجُلٌ) است.]]
تفسیر مختصر
و مردی از نقطۀ دوری از شهر که بهسبب تکذیب رسولان و تهدید آنها به قتل و آزار از سوی قومش نگران قوم خویش بود، شتابان آمد و گفت: ای قوم من، از آنچه این فرستادگان آوردهاند پیروی کنید.
نمایش با رسم ساده (املایی)
وجاء من أقصى المدينة رجل يسعى قال يا قوم اتبعوا المرسلين