فَطَوَّعَتۡ لَهُۥ نَفۡسُهُۥ قَتۡلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُۥ فَأَصۡبَحَ مِنَ ٱلۡخَٰسِرِينَ ۳۰
ترجمه (آیتی)
نفسش او را به كشتن برادر ترغيب كرد، و او را كشت و از زيانكاران گرديد.
تفسیر نور (خرمدل)
پس نفس (سرکش) او تدریجاً کشتن برادرش را در نظرش آراست و او را مصمّم به کشتن کرد، و (عاقبت به ندای وجدان گوش فرا نداد و) او را کشت! و از زیانکاران شد (و هم ایمان خود را و هم برادرش را از دست داد). [[«فَطَوَّعَتْ»: کمکم بیاراست و سهل و ساده جلوه داد.]]
تفسیر مختصر
نفس امرکننده به بدی قابیل، قتل ظالمانه برادرش هابیل را برایش آراست، پس او را کشت، و به این سبب از زیانکارانی شد که نصیبشان در دنیا و آخرت را خودشان کم میکنند.