ترجمه (آیتی)
خدا كلاغى را واداشت تا زمين را بكاود و به او بياموزد كه چگونه جسد برادر خود پنهان سازد. گفت: واى بر من، نتوانم همانند اين كلاغ باشم و پيكر برادرم را دفن كنم. و در زمره پشيمانان درآمد.
تفسیر نور (خرمدل)
(بعد از کشتن، نمیدانست جسد او را چه کار کند) پس خداوند زاغی را فرستاد (که زاغ دیگری را کشته بود) تا زمین را بکاود و بدو نشان دهد چگونه جسد برادرش را دفن کند. (هنگامی که دید که آن زاغ چگونه زاغِ مرده را در گودالی که کند پنهان کرد) گفت: وای بر من! آیا من نمیتوانم مثل این کلاغ باشم و جسد برادرم را دفن کنم؟! پس (سرانجام از ترس رسوائی و بر اثر فشار وجدان، از کردهی خود پشیمان شد و) از زمرهی افراد پشیمان گردید. [[«یَبْحَثُ»: جستجو و تکاپو میکند. «یُوَارِی»: پنهان میکند و مخفی میدارد. «سَوْأَةَ»: عورت. در اینجا مراد جسد انسان بعد از مرگ است. «یَا وَیْلَتَا»: وای بر من! دردا و حسرتا!. «فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِینَ»: مراد این که پشیمان گردید، امّا پشیمانی او به خاطر ترسِ از خدا و ندامتِ بر کار زشت نبود تا توبه بشمار آید؛ بلکه پشیمانی او بدان خاطر بود که سرزنش پدر و مادر و احتمالاً برادران را پیش چشم میداشت، و این که تا آنجا درمانده است که نمیتواند جسد برادر خود را دفن و او را از دیده دیگران پنهان دارد.]]
تفسیر مختصر
پس الله متعال کلاغی را فرستاد تا مقابل قابیل زمین را زیر و رو کند و کلاغ مرده ای را در آن دفن کند و به او بیاموزد که چگونه جسد برادرش را خاک کند. آنگاه قاتل برادر (قابیل) گفت: وای بر من! آیا من از این کلاغ که کلاغ مرده را زیر خاک دفن کرد ناتوانتر بودم تا برادرم را در خاک دفن کنم؟ پس برادرش را دفن کرد، آنگاه از زمره ی ندامتكاران شد.