ترجمه (آیتی)
شايد، كارهاى شايستهاى را كه ترك كرده بودم به جاى آورم. هرگز. اين سخنى است كه او مىگويد و پشت سرشان تا روز قيامت مانعى است كه بازگشت نتوانند.
تفسیر نور (خرمدل)
تا این که کار شایستهای بکنم و فرصتهائی را که از دست دادهام جبران نمایم. نه! (هرگز راه بازگشتی وجود ندارد). این سخنی است که او بر زبان میراند (و اگر به فرض به زندگی دنیا برگردد، باز به همان برنامه و روش خود ادامه میدهد). در پیش روی ایشان جهان برزخ است تا روزی که برانگیخته میشوند (و دوباره زنده میگردند و برای سعادت سرمدی یا شقاوت ابدی به صحرای محشر گسیل میشوند). [[«لَعَلِّی»: تا این که من. شاید که من. «فِیمَا تَرَکْتُ»: در برابر فرصتهائی که از دست دادهام. در برابر اموال و اشیائی که آنها را ترک گفتهام و از آنها جدا گشتهام. به عوض ایمان و اعمال نیکوئی که نداشتهام. «کَلِمَةٌ»: کلام و سخن (نگا: کهف / 5). «مِن وَرَآئِهِمْ»: در پیش روی ایشان. در جلو آنان (نگا: ابراهیم / 16). «بَرْزَخٌ»: حائل و مانعی که ایشان را از رجوع به دنیا باز میدارد. عالم برزخ. مراد از برزخ، مرگ و یا این که جهان میان مرگ و رستاخیز است که بدان عالم قبر و عالم ارواح نیز گفته میشود.]]
تفسیر مختصر
امید است که اگر به آن بازگردم عمل نیک، انجام دهم. هرگز، چنان که می خواهد، نمی شود، بلکه مجرد سخنی است که او به زبان می آورد، چرا که اگر به زندگی دنیا بازگردانده شود به طور قطع به وعده اش وفا نخواهد کرد، و این مردگان تا روز رستاخیز و بعثت در برزخی میان دنیا و آخرت خواهند ماند. پس به دنیا بازگردانده نمی شوند تا تقصیراتشان را جبران کنند، و آنچه را تباه کرده اند، اصلاح کنند.