سوره مؤمنون آیه ۱۰۰
لَعَلِّيٓ أَعۡمَلُ صَٰلِحًا فِيمَا تَرَكۡتُۚ كـَلَّآۚ إِنَّهَا كَلِمَةٌ هُوَ قَآئِلُهَاۖ وَمِن وَرَآئِهِم بَرۡزَخٌ إِلَىٰ يَوۡمِ يُبۡعَثُونَ ۱۰۰
شايد، كارهاى شايستهاى را كه ترك كرده بودم به جاى آورم. هرگز. اين سخنى است كه او مىگويد و پشت سرشان تا روز قيامت مانعى است كه بازگشت نتوانند.
باشد که در آنچه (در دنیا) ترک (و کوتاهی) کرده ام، کار شایسته ای انجام دهم». هرگز چنین نیست، بی گمان این سخنی است که او به زبان می گوید، ( و به فرض محال اگر باز گردد، به کارهای گذشته اش ادامه می دهد) و پشت سر آنها برزخی است تا روزی که برانگیخته شوند.
د دې لپاره چې زه نېك عمل وكړم په هغه څیز كې چې ما (هلته په دنيا كې) پریښى دى، هېڅ كله هم نشي كېدى، بېشكه دا (بېرته تلل) یوه خبره ده چې دا د هغې ویونكى دى او د دوى په مخ كې برزخ دى تر هغې ورځې پورې چې دوى به بیا ژوندي راپورته كولى شي
Шояд корҳои шоистаеро, ки тарк карда будам, ба ҷой оварам». Ҳаргиз! Ин суханест, ки ӯ мегӯяд ва пушти сарашон то рӯзи қиёмат монеъест, ки бозгашт натавонанд.
بهڵکو چاکه ئهنجام بدهم و کاری باشه بکهم و ئهو ههڵانهی که له دهستم چووه لهمهودوا لهدهستی نهدهم، (بهڵام تازه کار له کار ترازاوه، شتی وا مهحاڵه، بۆیه به توندی پێی دهوترێت): نهخێر، ئهوه قسهیهکه ئهو بۆ خۆی دهیڵێت، بهڵکو دهبێت له جیهانی بهرزهخدا، له نێوان مردن و زیندوو بوونهوهدا تا کاتێك زیندوو دهکرێنهوه چاوهڕێ بێت.
Loma bi rastî ezê di wê cîhana, ku min dest jê berdabû karê aştî bikim. Na, (eva gotina wî çênabe). Loma ewa peyvek e, hey ewa bi xweber dibêje (para hatina wa yên cîhanî qe çênabe) loma di berya wan da perdeke ne xûyaî heye, heya roya ku wê bêne rakirinê, ji bo herne civînê (ewanê pişta wê perdê da bimînin)
That I might do righteousness in that which I left behind." No! It is only a word he is saying; and behind them is a barrier until the Day they are resurrected.
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
تا این که کار شایستهای بکنم و فرصتهائی را که از دست دادهام جبران نمایم. نه! (هرگز راه بازگشتی وجود ندارد). این سخنی است که او بر زبان میراند (و اگر به فرض به زندگی دنیا برگردد، باز به همان برنامه و روش خود ادامه میدهد). در پیش روی ایشان جهان برزخ است تا روزی که برانگیخته میشوند (و دوباره زنده میگردند و برای سعادت سرمدی یا شقاوت ابدی به صحرای محشر گسیل میشوند). [[«لَعَلِّی»: تا این که من. شاید که من. «فِیمَا تَرَکْتُ»: در برابر فرصتهائی که از دست دادهام. در برابر اموال و اشیائی که آنها را ترک گفتهام و از آنها جدا گشتهام. به عوض ایمان و اعمال نیکوئی که نداشتهام. «کَلِمَةٌ»: کلام و سخن (نگا: کهف / 5). «مِن وَرَآئِهِمْ»: در پیش روی ایشان. در جلو آنان (نگا: ابراهیم / 16). «بَرْزَخٌ»: حائل و مانعی که ایشان را از رجوع به دنیا باز میدارد. عالم برزخ. مراد از برزخ، مرگ و یا این که جهان میان مرگ و رستاخیز است که بدان عالم قبر و عالم ارواح نیز گفته میشود.]]
تفسیر مختصر
امید است که اگر به آن بازگردم عمل نیک، انجام دهم. هرگز، چنان که می خواهد، نمی شود، بلکه مجرد سخنی است که او به زبان می آورد، چرا که اگر به زندگی دنیا بازگردانده شود به طور قطع به وعده اش وفا نخواهد کرد، و این مردگان تا روز رستاخیز و بعثت در برزخی میان دنیا و آخرت خواهند ماند. پس به دنیا بازگردانده نمی شوند تا تقصیراتشان را جبران کنند، و آنچه را تباه کرده اند، اصلاح کنند.
نمایش با رسم ساده (املایی)
لعلي أعمل صالحا فيما تركت كلا إنها كلمة هو قائلها ومن ورائهم برزخ إلى يوم يبعثون