سوره نمل
ترجمهٔ صفحه ۳۷۹
زنى را يافتم كه بر آنها پادشاهى مىكند. از هر نعمتى برخوردار است و تختى بزرگ دارد.
ديدم كه خود و مردمش به جاى خداى يكتا آفتاب را سجده مىكنند. و شيطان اعمالشان را در نظرشان بياراسته است و از راه خدا منحرفشان كرده است، چنان كه روى هدايت نخواهند ديد.
چرا خدايى را كه نهان آسمانها و زمين را آشكار مىكند و هر چه را پنهان مىداريد يا آشكار مىسازيد مىداند، سجده نكنند؟
خداى يكتا كه هيچ خدايى جز او نيست. پروردگار عرش عظيم.
گفت: اكنون بنگريم كه راست گفتهاى يا در شمار دروغگويانى.
اين نامه مرا ببر و بر آنها افكن، سپس به يكسو شو و بنگر كه چه جواب مىدهند.
آن گفت: اى بزرگان، نامهاى گرامى به سوى من افكنده شد.
نامه از سليمان است و اين است: «به نام خداى بخشاينده مهربان.»
«بر من برترى مجوييد و به تسليم نزد من بياييد.»
زن گفت: اى بزرگان، در كار من رأى بدهيد، كه تا شما حاضر نباشيد من هيچ كارى را فيصل نتوانم داد.
گفتند: ما قدرتمندان و خداوندان نبرد سخت هستيم. كارها به دست توست. بنگر كه چه فرمان مىدهى.
زن گفت: پادشاهان چون به قريهاى درآيند، تباهش مىكنند و عزيزانش را ذليل مىسازند. آرى چنين كنند.
من هديهاى نزدشان مىفرستم و مىنگرم كه قاصدان چه جواب مىآورند.