سوره قلم آیه ۴۳
خَٰشِعَةً أَبۡصَٰرُهُمۡ تَرۡهَقُهُمۡ ذِلَّةٌۖ وَقَدۡ كَانُواْ يُدۡعَوۡنَ إِلَى ٱلسُّجُودِ وَهُمۡ سَٰلِمُونَ ۴۳
وحشت در چشمانشان پيداست، ذلت بر آنها چيره شده است. پيش از اين نيز آنها را در عين تندرستى به سجده فراخوانده بودند.
(در حالی که) دید گانشان (از ندامت وخجالت) فرو افتاده وذلّت وخواری وجودشان را در بر گرفته است, ویقیناً که پیش از آن (در دنیا) در حالی که سالم بودند به سجود فرا خوانده می شدند.
په داسې حال كې چې د دوى سترګې به ذلیله (او ټیټې) وي، دوى به ذلت راګېر كړي وي او یقینًا دوى به سجدې كولو ته رابللى شول، په داسې حال كې چې روغ رمټ به وو
Ваҳшат дар чашмонашон пайдост, хори бар онҳо ғолиб шудааст, пеш аз ин низ онҳоро дар айни тандуруст ба саҷда даъват карда буданд.
ئهوانه؛ ئهو ڕۆژه چاویان شۆڕه و زهلیلی و خهجاڵهتی بهتهواوی دایان دهگرێت، چونکه کاتی خۆی بانگ دهکران بۆ نوێژکردن و سوژده بردن، له کاتێکدا لهوپهڕی تهندروستی و سهربهستیدا بوون (بهڵام گاڵتهیان پێی دههات).
Çavê wan ji tirsa ketîye, rûreşîk bi wan digirtîye. Bi sond! Ewan hêj zende bûne, li bal kunde birinê da hatine gazî kirinê (lê kude ne birine)
Their eyes humbled, humiliation will cover them. And they used to be invited to prostration while they were sound.
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
این در حالی است که چشمانشان (از خوف و وحشت و شرمندگی و شرمساری) به زیر افتاده است، و خواری و پستی وجود ایشان را فرا گرفته است. پیش از این نیز (در دنیا) بدان گاه که سالم و تندرست بودند به سجده بردن و کرنش کردن خوانده میشدند (و ایشان با وجود توانائی، سجده و کرنش نمیکردند). [[«خَاشِعَةً»: به زیر افتاده (نگا: قمر / 7). حال است. «تَرْهَقُهُمْ»: ایشان را در بر میگیرد. آنان را فرا میگیرد (نگا: یونس / 26 و 27).]]
تفسیر مختصر
درحالیکه چشمانشان به زیر میافتد، و خواری و پشیمانی آنها را میپوشاند، حال آنکه در دنیا که وضعیتی را که در این روز به آن گرفتار شدهاند نداشتند از آنها خواسته میشد در برابر الله سجده کنند.
نمایش با رسم ساده (املایی)
خاشعة أبصارهم ترهقهم ذلة وقد كانوا يدعون إلى السجود وهم سالمون