سوره قمر آیه ۷
خُشَّعًا أَبۡصَٰرُهُمۡ يَخۡرُجُونَ مِنَ ٱلۡأَجۡدَاثِ كَأَنَّهُمۡ جَرَادٌ مُّنتَشِرٌ ۷
نشان ذلت در چشمانشان آشكار است. چون ملخهاى پراكنده از قبرها بيرون مىآيند.
در حالی که چشمانشان فرو هشته باشد از قبرها بیرون آیند گویی که آنها ملخهایی پراکنده هستند.
په دې حال كې چې د دوى سترګې به خړې خوارې وي، دوى به له قبرونو نه (داسې) راوځي ګویا كې دوى خواره واره ملخان دي
Нишони зиллат (хори) дар чашмонашон ошкор аст. Чун малахҳое пароканда аз қабрҳо берун меоянд.
خوانهناسان چاویان شۆڕهو شهرمهزارن، لهناخی زهویهوه دێنه دهرهوه، ههروهک لێشیاوی کوللهی زۆر (ڕووکاری زهوی دادهپۆشن)
Çav tirsiyayî ji goran dertên, ew herwekî kuliyên belawelabûyî ne
Their eyes humbled, they will emerge from the graves as if they were locusts spreading,
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
با چشمانی فروهشته و به زیر انداخته (از شرمساری و خواری) از گورها بیرون میآیند (و به هر سو میروند و میدوند) انگار آنان ملخهای پراکندهاند (که در دستهها و گروههای نامنظّم و بیهدف، راهی اینجا و آنجا میشوند). [[«خُشَّعاً»: جمع خاشِع، ذلیل و خوار. فرو افتاده و به زیر انداخته شده. حال ضمیر (و) در فعل (یَخْرُجُونَ) است. «أَبْصَارُ»: فاعل (خُشَّعاً) است (نگا: قلم / 43). «الأجْدَاثِ»: جمع جَدَث، قبرها. گورها. «جَرَادٌ»: ملخ. «مُنتَشِرٌ»: پخش و پراکنده.]]
تفسیر مختصر
با چشمان خوار و ذلیل [و به زیر افتاده]، از قبرهایشان خارج میشوند، در دویدن بهسوی جایگاه حسابرسی، گویی ملخهایی پراکنده هستند.
نمایش با رسم ساده (املایی)
خشعا أبصارهم يخرجون من الأجداث كأنهم جراد منتشر