سوره ذاریات آیه ۲۵
إِذۡ دَخَلُواْ عَلَيۡهِ فَقَالُواْ سَلَٰمًاۖ قَالَ سَلَٰمٌ قَوۡمٌ مُّنكَرُونَ ۲۵
آنگاه كه نزد او آمدند و گفتند: سلام. گفت: سلام، شما مردمى ناشناختهايد.
آنگاه که بر او وارد شدند وگفتند: «سلام» (ابراهیم در جواب) گفت: «سلام» (وبا خود گفت:) گروهی نا شناس هستید».
كله چې دوى په ده ورننوتل، نو ويې ويل: (مونږ په تا سلام اچوو) سلام اچول، ده وویل: (په تاسو دې) سلام (وي او په زړه كې يې تېر شول چې دا) نا اشنا خلق دي
Он гоҳ ки назди ӯ омаданду гуфтанд: «Салом!» Гуфт: «Салом! Шумо мардуми ношинохтаед!»
کاتێک چوون بۆ سهردانی و وتیان: سڵاو، ئهویش وتی، سڵاو لهئێوهش بێت، ههرچهندهناتانناسم.
Gava hatin balê, vêca gotin: "Silav (li te be)." (Îbrahîm jî) got: "Silav (li we be. Hûn) komekî nenas in
When they entered upon him and said, "[We greet you with] peace." He answered, "[And upon you] peace, [you are] a people unknown.
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
در آن زمانی که بر او وارد شدند و گفتند: سلام (بر تو!) گفت: سلام بر شما! (شما مهمانان، برایم) مردمان ناآشنا و ناشناسی هستید. [[«مُنکِرُونَ»: افراد ناآشنا و ناشناس (نگا: حجر / 62).]]
تفسیر مختصر
آنگاه که بر او وارد شدند و به او گفتند: سلام. ابراهیم علیه السلام در پاسخ آنها گفت: سلام. و با خودش گفت: اینها مردمی هستند که آنها را نمیشناسیم.
نمایش با رسم ساده (املایی)
إذ دخلوا عليه فقالوا سلاما قال سلام قوم منكرون