سوره قمر آیه ۱۵
وَلَقَد تَّرَكۡنَٰهَآ ءَايَةً فَهَلۡ مِن مُّدَّكِرٍ ۱۵
و هر آينه آن كشتى را نشانهاى ساختيم. آيا هيچ پندگيرندهاى هست؟
وبه راستی ما این (ماجرا) را (به عنوان) نشانه ای بر جای گذاشتیم, پس آیا کسی هست که پند گیرد؟!
او یقینًا یقینًا مونږ دغه (بېړۍ) یو دلیل پرېښوده، نو ایا څوك پند اخيستونكى شته؟
Ва албатта он киштиро нишонае сохтем. Оё ҳеҷ пандгирандае ҳаст?
بهڕاستی ئێمه ئهم بهسهرهاتهمان هێشتهوه بهبهڵگه بۆ ههموو نهوهکان... ئایا کهسێک ههیه کهپهندو ئامۆژگاری لێ وهربگرێت؟! 16. فَكَیْفَ كَانَ عَژَابِی وَنُژُرِ: سهرنج بدهن چۆن بوو سزاو تۆڵهو خهشم و قینی من لهو یاخی بووانه؟
Sond be, me wê, ayetek (îbretek) hiþt. Vêca gelo kesê þîret- îbret bigre heye
And We left it as a sign, so is there any who will remember?
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
ما این داستان را (که بیانگر غرق شدن کافران و نجات مؤمنان است) به عنوان درس عبرتی (در میان ملّتها) باقی گذاردیم. آیا هیچ پندگیرندهای هست؟ [[«تَرَکْنَاهَا»: برجایش گذاشتیم. آن را باقی گذاردیم. مرجع ضمیر (ها) قصه طوفان نوح است. برخی مرجع آن را (سَفینَة) دانسته و معتقدند که در کوههای آرارات تا صدر اسلام و بلکه تا به امروز، تخته پارههائی از این کشتی مانده است. «آیَةً»: عبرت. پند. حال یا مفعول دوم است. «مُدَّکِرٍ»: پند گیرنده. عبرت گیرنده. اسم فاعل باب افتعال (ذکر) است (نگا: یوسف / 45).]]
تفسیر مختصر
و در حقیقت این کیفر که آنها را با آن عذاب کردیم، به عنوان پند و اندرزی باقی گذاشتیم. پس آیا پند گیرندهای هست که از آن پند گیرد؟!
نمایش با رسم ساده (املایی)
ولقد تركناها آية فهل من مدكر