سوره قمر آیه ۲۹
فَنَادَوۡاْ صَاحِبَهُمۡ فَتَعَاطَىٰ فَعَقَرَ ۲۹
يارشان را ندا دادند و او شمشير برگرفت و آن را پى كرد.
پس آنها یار خود( ) را صدا زدند, آنگاه (آمد و) دست بکار شد و (شتر را) پی کرد.
او دوى خپل ملګري ته اواز وكړ، نو هغه توره راواخيسته، پس د هغې لېنګي يې پرې كړل (بيا يې مړه كړه)
Ёрашонро нидо доданд ва ӯ шамшер баргирифту онро бикушт.
(قهومی نالهبار لهتاقیکردنهوهکهدا سهرنهکهوتن و خۆیان بۆ نهگیرا لهبهرئهوه) بانگی زهلامێکی دڕیان کرد و هانیاندا بۆ سهربڕینی، ئهویش بێباکانه پهلاماری شمشێریداو سهری بڕی
Vêca gazî hevalê xwe kirin; wî jî kêrê hilanî û wê serjêkir
But they called their companion, and he dared and hamstrung [her].
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
قوم ثمود، یار خود (قدار بن سالف) را صدا زدند (که بیا این شتر را بکش). او هم بیباکانه دست بکار شد و شتر را پی کرد. [[«تَعَاطَی»: کار کشتن را بدست گرفت. دست بکار شد. شمشیر را برگرفت. «عَقَرَ»: نحر کرد. پی کرد.]]
تفسیر مختصر
پس رفیقشان را صدا زدند تا مادهشتر را بکشد، و او برای اجرای فرمان قومش شمشیر را کشید و آن را کُشت.
نمایش با رسم ساده (املایی)
فنادوا صاحبهم فتعاطى فعقر