سوره صافات آیه ۸۹
فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ ۸۹
و گفت: من بيمارم.
آنگاه گفت: « من بیمارم (و با شما به جشن نمی آیم)»
نو ويې ويل: بېشكه زه ناجوړه یم
ва гуфт: «Ман беморам!»
(دیاره که سبهی جهژنیان بووه و دهعوهتی حهزرهتی ئیبراهیمیشیان کردووه، ئهمیش حهزی نهکردووه و بێزاربووه بۆیه) وتی: من نهخۆشم.
Vêca got ku: "Bêguman ez nexweþ im
And said, "Indeed, I am [about to be] ill."
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
گفت: من ناخوش هستم. (روحم از این کفر و شرک و ظلم بیمار است). [[«سَقِیمٌ»: بیمار. «إِنِّی سَقِیمٌ»: مرادِ ابراهیم، بیماری روح و آزار دل از پندارگرائی و اوهامپرستی مردم، و برداشت ایشان از سخن او بیماری ظاهری بود. به این ترتیب عذر خود را از عدم شرکت در جشن سالیانه ایشان خواست. گویا سحرگاهان غذاهائی در کنار بتها مینهادند تا متبرّک شود، و خودشان از شهر بیرون میرفتند. شامگاهان از مراسم صحرا برمیگشتند و از آن خوراکیها میخوردند.]]
تفسیر مختصر
و برای آوردن بهانه در خروج همراه قومش بهسوی عیدگاه آنها گفت: من بیمار هستم.
نمایش با رسم ساده (املایی)
فقال إني سقيم