سوره شعراء آیه ۱۳
وَيَضِيقُ صَدۡرِي وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِي فَأَرۡسِلۡ إِلَىٰ هَٰرُونَ ۱۳
و دل من تنگ گردد و زبانم گشاده نشود. هارون را رسالت ده.
و سینه ام تنگ گردد و زبانم باز نشود، پس (برادرم) هارون را (نیز) رسالت ده (تا مرا یاری کند) .
او (بل) زما سینه تنګېږي او (بل) زما ژبه نه چلېږي، نو ته هارون ته پېغام ولېږه
Ва дили ман танг гардад ва забонам кушода нашавад. Ҳорунро пайғамбарӣ деҳ!
تهنگه نهفهس وسینه نهنگیش ببم و زمانم پاراو نهبێت، بهڵکو پهیام بۆ هارونی براشم بنێرێت (تا هاوکاریم بکات و یاریدهدهرم بێت)...
Singê min teng dibe û zimanê min venebe, îdî tu Harûnê bira ê min jî bi saî (li bal wan da) bişîne
And that my breast will tighten and my tongue will not be fluent, so send for Aaron.
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
(اگر تکذیبم کنند، از غم و غصّه) سینهام تنگ میشود، و (بدین هنگام چنان که باید در مجادلهی با آنان) زبانم نمیگردد (و روان و گویا صحبت نمیکنم). پس (جبرئیل را) به پیش (برادرم) هارون بفرست (و پیغمبرش گردان، تا یاری و کمکمکند). [[«یَضیقُ صَدْری»: سینهام تنگ میشود. در فارسی میگوئیم: دلم تنگ میشود. آزرده خاطر و دل شکسته میگردم. «لا یَنطَلِقُ»: گویا و رسا نمیگردد. «فَأَرْسِلْ»: بفرست. مفعول آن مقدّر است که (جبرئیل) فرشته وحی است. از واژه ارسال پیدا است که موسی از آستان ذوالجلال درخواست نموده است که هارون را پیغمبر فرماید (قصص / 34، مریم / 53، انبیاء / 48).]]
تفسیر مختصر
و بهسبب تکذیب من توسط آنها سینهام تنگ میگردد، و زبانم از سخن گفتن بسته میشود، پس جبریل را بهسوی برادرم هارون بفرست تا یاوری برایم باشد.
نمایش با رسم ساده (املایی)
ويضيق صدري ولا ينطلق لساني فأرسل إلى هارون