سوره شعراء آیه ۳۳
وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ ۳۳
و دستش را بيرون آورد. در نظر بينندگان سپيد مىنمود.
و دست خود را (در گریبان فرو برد و) بیرون آورد که ناگهان در برابر بینندگان سفید (و روشن) بود.
او خپل لاس يې راواېست، نو ناڅاپه هغه د كتونكو لپاره تك سپين و
Ва дасташро берун овард. Дар назари бинандагон сафед менамуд.
دهستیشی (خسته بن باڵی) و دهریهێنا خێرا بوو به (کافوری) سپی و دهدرهوشایهوه له بهر چاوی تهماشاکاران!!...
(Mûsa) destê xwe (ji piçenga xwe) kişandîye (derxistîye) îdî nişkêva destê wî wusa sipî maye; ewanê, lê mêze dikirin (çavê wan ji sipîtiya dihate girtinê)
And he drew out his hand; thereupon it was white for the observers.
تفسیر
تفسیر نور (خرمدل)
و دست خود را (به گریبان فرو برد و سپس آن را) بیرون آورد، ناگهان بینندگان آن را سفید و روشن (همچون ماه تابان) دیدند. (پرتو آن همه جا را نورباران و درخشان کرد). [[«نَزَعَ»: بیرون آورد. مراد بیرون آوردن از گریبان است (نگا: نمل / 12). «بَیْضَآءُ»: سفید. مراد تابان و رخشان است.]]
تفسیر مختصر
و دستش را غیر سفید در گریبانش داخل کرد، و آن را سفید و درخشان و نورانی بدون سفیدی ناشی از پیسی درآورد، که تماشاگران اینچنین آن را میدیدند.
نمایش با رسم ساده (املایی)
ونزع يده فإذا هي بيضاء للناظرين