قرآن فارسیquranfa.com
جزء ۱۹ · صفحه ۳۶۸

سوره شعراء

الشعراءالجزء ١٩
قَالَ فَعَلۡتُهَآ إِذًا وَأَنَا۠ مِنَ ٱلضَّآلِّينَ ۲۰ فَفَرَرۡتُ مِنكُمۡ لَمَّا خِفۡتُكُمۡ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكۡمًا وَجَعَلَنِي مِنَ ٱلۡمُرۡسَلِينَ ۲۱ وَتِلۡكَ نِعۡمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنۡ عَبَّدتَّ بَنِيٓ إِسۡرَٰٓءِيلَ ۲۲ قَالَ فِرۡعَوۡنُ وَمَا رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ ۲۳ قَالَ رَبُّ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَمَا بَيۡنَهُمَآۖ إِن كُنتُم مُّوقِنِينَ ۲۴ قَالَ لِمَنۡ حَوۡلَهُۥٓ أَلَا تَسۡتَمِعُونَ ۲۵ قَالَ رَبُّكُمۡ وَرَبُّ ءَابَآئِكُمُ ٱلۡأَوَّلِينَ ۲۶ قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ ٱلَّذِيٓ أُرۡسِلَ إِلَيۡكُمۡ لَمَجۡنُونٌ ۲۷ قَالَ رَبُّ ٱلۡمَشۡرِقِ وَٱلۡمَغۡرِبِ وَمَا بَيۡنَهُمَآۖ إِن كُنتُمۡ تَعۡقِلُونَ ۲۸ قَالَ لَئِنِ ٱتَّخَذۡتَ إِلَٰهًا غَيۡرِي لَأَجۡعَلَنَّكَ مِنَ ٱلۡمَسۡجُونِينَ ۲۹ قَالَ أَوَلَوۡ جِئۡتُكَ بِشَيۡءٍ مُّبِينٍ ۳۰ قَالَ فَأۡتِ بِهِۦٓ إِن كُنتَ مِنَ ٱلصَّٰدِقِينَ ۳۱ فَأَلۡقَىٰ عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعۡبَانٌ مُّبِينٌ ۳۲ وَنَزَعَ يَدَهُۥ فَإِذَا هِيَ بَيۡضَآءُ لِلنَّٰظِرِينَ ۳۳ قَالَ لِلۡمَلَإِ حَوۡلَهُۥٓ إِنَّ هَٰذَا لَسَٰحِرٌ عَلِيمٌ ۳۴ يُرِيدُ أَن يُخۡرِجَكُم مِّنۡ أَرۡضِكُم بِسِحۡرِهِۦ فَمَاذَا تَأۡمُرُونَ ۳۵ قَالُوٓاْ أَرۡجِهۡ وَأَخَاهُ وَٱبۡعَثۡ فِي ٱلۡمَدَآئِنِ حَٰشِرِينَ ۳۶ يَأۡتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ ۳۷ فَجُمِعَ ٱلسَّحَرَةُ لِمِيقَٰتِ يَوۡمٍ مَّعۡلُومٍ ۳۸ وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلۡ أَنتُم مُّجۡتَمِعُونَ ۳۹
۳۶۸

ترجمهٔ صفحه ۳۶۸

شعراء ۲۶:۲۰

گفت: آن وقت كه چنان كردم از خطاكاران بودم.

شعراء ۲۶:۲۱

و چون از شما ترسيدم گريختم. ولى پروردگار من به من نبوت داد و مرا در شمار پيامبران آورد.

شعراء ۲۶:۲۲

و منّت اين نعمت را بر من مى‌نهى كه بنى‌اسرائيل را برده ساخته‌اى؟

شعراء ۲۶:۲۳

فرعون گفت: پروردگار جهانيان چيست؟

شعراء ۲۶:۲۴

گفت: اگر به يقين مى‌پذيريد، پروردگار آسمانها و زمين و هر چه ميان آنهاست.

شعراء ۲۶:۲۵

به آنان كه در اطرافش بودند، گفت: آيا نشنيديد؟

شعراء ۲۶:۲۶

گفت: پروردگار شما و پروردگار نياكان شما.

شعراء ۲۶:۲۷

فرعون گفت: اين پيامبرى كه بر شما فرستاده شده، ديوانه است.

شعراء ۲۶:۲۸

گفت: اوست پروردگار مشرق و مغرب و هر چه ميان آن دوست، اگر تعقل كنيد.

شعراء ۲۶:۲۹

فرعون گفت: اگر جز من كس ديگرى را به خدايى گيرى به زندانت مى‌افكنم.

شعراء ۲۶:۳۰

گفت: حتى اگر معجزه‌اى روشن براى تو آورده باشم؟

شعراء ۲۶:۳۱

گفت: اگر راست مى‌گويى، بياورش.

شعراء ۲۶:۳۲

عصايش را انداخت. به آشكارا اژدهايى شد.

شعراء ۲۶:۳۳

و دستش را بيرون آورد. در نظر بينندگان سپيد مى‌نمود.

شعراء ۲۶:۳۴

به مهتران قومش كه كنارش بودند گفت: اين مرد جادوگرى داناست.

شعراء ۲۶:۳۵

مى‌خواهد به جادوى خود شما را از سرزمينتان بيرون كند. چه رأى مى‌دهيد؟

شعراء ۲۶:۳۶

گفتند: از او و برادرش مهلت بخواه و كسان به شهرها بفرست.

شعراء ۲۶:۳۷

تا هر جادوگر دانايى را كه هست نزد تو بياورند.

شعراء ۲۶:۳۸

جادوگران را در روزى معين به وعده‌گاه آوردند.

شعراء ۲۶:۳۹

و مردم را گفتند: آيا شما نيز گرد مى‌آييد؟

ترجمه و نمایش

رسم‌الخط عربی

ترجمه‌های قابل نمایش

فارسی
پښتو
Тоҷикӣ
کوردی
Kurdî
English

بخش‌های افزوده

خواندن