سُورَةُ الشعراء
سوره شعراء
تفسیر آیه به آیه
- ۱ طا، سين، ميم.
- ۲ اينهاست آيات اين كتاب روشنگر.
- ۳ شايد، از اينكه ايمان نمىآورند، خود را هلاك سازى.
- ۴ اگر بخواهيم، از آسمان برايشان آيتى نازل مىكنيم كه در برابر آن به خضوع سر فرود…
- ۵ برايشان هيچ سخن تازهاى از خداى رحمان نازل نمىشود، جز آنكه از اعراض مىكنند.
- ۶ پس تكذيبش كردند. زودا كه خبر آن چيزهايى كه مسخرهاش مىكردند به ايشان برسد.
- ۷ آيا به زمين ننگريستهاند كه چه قدر از هر گونه گياهان نيكو در آن رويانيدهايم.
- ۸ در اين عبرتى است ولى بيشترشان مؤمن نبودهاند.
- ۹ به راستى پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.
- ۱۰ و پروردگارت موسى را ندا داد كه: اى موسى، به سوى آن مردم ستمكار برو:
- ۱۱ قوم فرعون. آيا نمىخواهند پرهيزگار شوند؟
- ۱۲ گفت: اى پروردگار من، مىترسم كه دروغگويم خوانند.
- ۱۳ و دل من تنگ گردد و زبانم گشاده نشود. هارون را رسالت ده.
- ۱۴ و بر من به گناهى ادعايى دارند، مىترسم كه مرا بكشند.
- ۱۵ گفت: هرگز، آيات مرا هر دو نزد آنها ببريد، ما نيز با شما هستيم و گوش…
- ۱۶ پس نزد فرعون رويد و بگوييد: ما رسول پروردگار جهانيان هستيم،
- ۱۷ كه بنى اسرائيل را با ما بفرستى.
- ۱۸ گفت: آيا به هنگام كودكى نزد خود پرورشت نداديم و تو چند سال از عمرت را…
- ۱۹ و آن كار را كه از تو سرزد مرتكب نشدى؟ پس تو كافر نعمتى.
- ۲۰ گفت: آن وقت كه چنان كردم از خطاكاران بودم.
- ۲۱ و چون از شما ترسيدم گريختم. ولى پروردگار من به من نبوت داد و مرا در…
- ۲۲ و منّت اين نعمت را بر من مىنهى كه بنىاسرائيل را برده ساختهاى؟
- ۲۳ فرعون گفت: پروردگار جهانيان چيست؟
- ۲۴ گفت: اگر به يقين مىپذيريد، پروردگار آسمانها و زمين و هر چه ميان آنهاست.
- ۲۵ به آنان كه در اطرافش بودند، گفت: آيا نشنيديد؟
- ۲۶ گفت: پروردگار شما و پروردگار نياكان شما.
- ۲۷ فرعون گفت: اين پيامبرى كه بر شما فرستاده شده، ديوانه است.
- ۲۸ گفت: اوست پروردگار مشرق و مغرب و هر چه ميان آن دوست، اگر تعقل كنيد.
- ۲۹ فرعون گفت: اگر جز من كس ديگرى را به خدايى گيرى به زندانت مىافكنم.
- ۳۰ گفت: حتى اگر معجزهاى روشن براى تو آورده باشم؟
- ۳۱ گفت: اگر راست مىگويى، بياورش.
- ۳۲ عصايش را انداخت. به آشكارا اژدهايى شد.
- ۳۳ و دستش را بيرون آورد. در نظر بينندگان سپيد مىنمود.
- ۳۴ به مهتران قومش كه كنارش بودند گفت: اين مرد جادوگرى داناست.
- ۳۵ مىخواهد به جادوى خود شما را از سرزمينتان بيرون كند. چه رأى مىدهيد؟
- ۳۶ گفتند: از او و برادرش مهلت بخواه و كسان به شهرها بفرست.
- ۳۷ تا هر جادوگر دانايى را كه هست نزد تو بياورند.
- ۳۸ جادوگران را در روزى معين به وعدهگاه آوردند.
- ۳۹ و مردم را گفتند: آيا شما نيز گرد مىآييد؟
- ۴۰ تا اگر جادوگران پيروز آمدند همه از آنها پيروى كنيم.
- ۴۱ چون جادوگران آمدند، به فرعون گفتند: آيا اگر ما پيروز شويم ما را مزدى خواهد بود.
- ۴۲ گفت: آرى، همه از مقربان خواهيد بود.
- ۴۳ موسى به آنها گفت: هر چه مىخواهيد بيفكنيد، بيفكنيد.
- ۴۴ آنان ريسمانها و چوبهاى خود بيفكندند و گفتند: به عزت فرعون كه ما پيروز شديم.
- ۴۵ و موسى عصايش را افكند. ناگاه همه آن دروغهايى را كه ساخته بودند، بلعيد.
- ۴۶ جادوگران به سجده افتادند.
- ۴۷ گفتند: به پروردگار جهانيان ايمان آورديم:
- ۴۸ پروردگار موسى و هارون.
- ۴۹ گفت: آيا پيش از آنكه شما را رخصت دهم ايمان آورديد؟ هرآينه آن مرد، بزرگ شماست…
- ۵۰ گفتند: باكى نيست، ما نزد پروردگارمان باز مىگرديم.
- ۵۱ ما اميد مىداريم كه پروردگارمان خطاهاى ما را ببخشد كه ما نخستين كسانى هستيم كه ايمان…
- ۵۲ و به موسى وحى كرديم كه: شبهنگام بندگان مرا بيرون ببر كه از پى شما بيايند.
- ۵۳ و فرعون گردآورندگان سپاه را به شهرها فرستاد.
- ۵۴ كه اينان گروهى اندكند،
- ۵۵ و ما را به خشم آوردهاند،
- ۵۶ و ما همگى آماده پيكاريم.
- ۵۷ پس ايشان را از باغها و چشمهسارها بيرون كرديم،
- ۵۸ و از گنجها و خانههاى نيكو،
- ۵۹ بدين سان همه را به بنى اسرائيل وا گذاشتيم.
- ۶۰ فرعونيان به هنگام برآمدن آفتاب از پى آنها رفتند.
- ۶۱ چون آن دو گروه يكديگر را ديدند، ياران موسى گفتند: گرفتار آمديم.
- ۶۲ گفت: هرگز. پروردگار من با من است و مرا راه خواهد نمود.
- ۶۳ پس به موسى وحى كرديم كه: عصايت را بر دريا بزن. دريا بشكافت و هر پاره…
- ۶۴ و آن گروه ديگر را نيز به دريا رسانديم.
- ۶۵ موسى و همه همراهانش را رهانيديم.
- ۶۶ و آن ديگران را غرقه ساختيم.
- ۶۷ هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.
- ۶۸ هرآينه پروردگار تو پيروزمند و بخشنده است.
- ۶۹ و داستان ابراهيم را برايشان تلاوت كن.
- ۷۰ آنگاه كه به پدر و قوم خود گفت: چه مىپرستيد؟
- ۷۱ گفتند: بتانى را مىپرستيم و معتكف آستانشان هستيم.
- ۷۲ گفت: آيا وقتى آنها را مىخوانيد صدايتان را مىشنوند؟
- ۷۳ يا براى شما سود و زيانى دارند؟
- ۷۴ گفتند: نه، پدرانمان را ديدهايم كه چنين مىكردهاند.
- ۷۵ گفت: آيا مىدانيد كه چه مىپرستيدهايد،
- ۷۶ شما و نياكانتان؟
- ۷۷ آنها دشمنان منند، ولى پروردگار جهانيان دوست من است:
- ۷۸ آن كه مرا بيافريده سپس راهنماييم مىكند،
- ۷۹ و آن كه به من طعام مىدهد و مرا سيراب مىسازد،
- ۸۰ و چون بيمار شوم شفايم مىبخشد،
- ۸۱ و آن كه مرا مىميراند و سپس زنده مىكند،
- ۸۲ و آن كه اميد مىدارم كه در روز قيامت خطايم را ببخشايد.
- ۸۳ اى پروردگار من، مرا حكمت بخش و مرا به شايستگان بپيوند.
- ۸۴ و ذكر جميل مرا در دهان آيندگان انداز.
- ۸۵ و مرا از وارثان بهشت پرنعمت قرار ده.
- ۸۶ و پدرم را بيامرز كه از گمراهان است.
- ۸۷ و در روز قيامت مرا رسوا مساز:
- ۸۸ روزى كه نه مال سود مىدهد و نه فرزندان.
- ۸۹ مگر آن كس كه با قلبى رسته از شرك به نزد خدا بيايد.
- ۹۰ و بهشت را براى پرهيزگاران نزديك آرند.
- ۹۱ و جهنم را در نظر كافران آشكار كنند.
- ۹۲ به آنها گويند: چيزهايى كه سواى خداى يكتا مىپرستيديد، كجايند؟
- ۹۳ آيا ياريتان مىكنند، يا خود يارى مىجويند؟
- ۹۴ آنها و كافران را سرنگون در جهنم اندازند،
- ۹۵ و همه سپاهيان ابليس را.
- ۹۶ و در حالى كه در جهنم با يكديگر به نزاع پرداختهاند، مىگويند:
- ۹۷ به خدا سوگند كه ما در گمراهى آشكار بوديم،
- ۹۸ آنگاه كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مىدانستيم.
- ۹۹ و ما را جز مجرمان گمراه نساختند.
- ۱۰۰ و اكنون ما را شفيعانى نيست.
- ۱۰۱ و ما را دوست مهربانى نيست.
- ۱۰۲ كاش بار ديگر به دنيا باز گرديم تا از مؤمنان گرديم.
- ۱۰۳ در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.
- ۱۰۴ هر آينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.
- ۱۰۵ قوم نوح پيامبران را تكذيب كردند.
- ۱۰۶ آنگاه كه برادرشان نوح به آنها گفت: آيا پروا نمىكنيد؟
- ۱۰۷ من براى شما پيامبرى امين هستم.
- ۱۰۸ از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
- ۱۰۹ من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمىطلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان…
- ۱۱۰ پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
- ۱۱۱ گفتند: آيا به تو ايمان بياوريم و حال آنكه فرومايگان پيرو تو هستند؟
- ۱۱۲ گفت: دانش من به كارهايى كه مىكنند نمىرسد.
- ۱۱۳ اگر مىفهميد، حسابشان تنها با پروردگار من است.
- ۱۱۴ و من مؤمنان را طرد نمىكنم.
- ۱۱۵ جز بيمدهندهاى آشكار نيستم.
- ۱۱۶ گفتند: اى نوح، اگر بس نكنى، سنگسار مىشوى.
- ۱۱۷ گفت: اى پروردگار من، قوم من مرا تكذيب مىكنند.
- ۱۱۸ ميان من و آنها راهى برگشاى و مرا و مؤمنان همراه مرا رهايى بخش.
- ۱۱۹ او و همراهانش را در آن كشتى انباشته، نجات داديم.
- ۱۲۰ و باقى را غرقه كرديم.
- ۱۲۱ هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.
- ۱۲۲ هرآينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.
- ۱۲۳ قوم عاد پيامبران را تكذيب كردند.
- ۱۲۴ آنگاه كه برادرشان هود گفت: آيا پروا نمىكنيد؟
- ۱۲۵ من براى شما پيامبرى امين هستم.
- ۱۲۶ از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
- ۱۲۷ من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمىطلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان…
- ۱۲۸ آيا بر فراز هر بلندى به بيهودگى برجى برمىآوريد؟
- ۱۲۹ و بدين پندار كه همواره زندهايد كوشكهايى بنا مىكنيد؟
- ۱۳۰ و چون انتقام گيريد چون جباران انتقام مىگيريد؟
- ۱۳۱ پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
- ۱۳۲ و بترسيد از آن خدايى كه آنچه را كه مىدانيد، به شما عطا كرده است.
- ۱۳۳ و به شما چارپايان و فرزندان ارزانى داشته است،
- ۱۳۴ و باغها و چشمهساران.
- ۱۳۵ من از عذاب روزى بزرگ بر شما بيمناكم.
- ۱۳۶ گفتند: براى ما يكسان است كه ما را اندرز دهى يا اندرز ندهى.
- ۱۳۷ اينها جز همان دروغ و نيرنگ پيشينيان نيست.
- ۱۳۸ و ما عذاب نخواهيم شد.
- ۱۳۹ پس تكذيبش كردند و ما آنان را هلاك كرديم. هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان…
- ۱۴۰ هرآينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.
- ۱۴۱ قوم ثمود پيامبران را تكذيب كردند.
- ۱۴۲ آنگاه كه برادرشان صالح گفت: آيا پروا نمىكنيد؟
- ۱۴۳ من براى شما پيامبرى امين هستم.
- ۱۴۴ از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
- ۱۴۵ من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمىطلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان…
- ۱۴۶ آيا پنداريد كه شما را در اين نعمتها، ايمن رها مىكنند؟
- ۱۴۷ در باغها و چشمهسارها؟
- ۱۴۸ و كشتزارها و نخلها با آن شكوفههاى نرم و لطيف؟
- ۱۴۹ و شادمانه در كوهها خانههايى مىتراشيد؟
- ۱۵۰ پس، از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
- ۱۵۱ و فرمان اين اسرافكاران را مپذيريد:
- ۱۵۲ اينان كه در زمين فساد مىكنند و اصلاح نمىكنند.
- ۱۵۳ گفتند: جز اين نيست كه تو را جادو كردهاند.
- ۱۵۴ تو نيز بشرى همانند ما هستى. اگر راست مىگويى نشانهاى بياور.
- ۱۵۵ گفت: اين مادهشترِ من است. يك روز آب خوردن حق او باشد و يك روز حق…
- ۱۵۶ به آن آسيبى مرسانيد كه عذابِ روزى بزرگ شما را فرومىگيرد.
- ۱۵۷ آن را كشتند و پشيمان شدند.
- ۱۵۸ پس عذاب آنها فروگرفت. هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.
- ۱۵۹ هرآينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.
- ۱۶۰ قوم لوط پيامبران را تكذيب كردند.
- ۱۶۱ آنگاه كه برادرشان لوط گفت: آيا پروا نمىكنيد؟
- ۱۶۲ من براى شما پيامبرى امين هستم.
- ۱۶۳ از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
- ۱۶۴ من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمىطلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان…
- ۱۶۵ چرا از ميان مردم جهان با نران مىآميزيد؟
- ۱۶۶ و همسرانى را كه پروردگارتان برايتان آفريده است ترك مىگوييد؟ نه. شما مردمى متجاوز هستيد.
- ۱۶۷ گفتند: اى لوط، اگر بس نكنى، از شهر بيرونت مىكنيم.
- ۱۶۸ گفت: من با كار شما دشمنم.
- ۱۶۹ اى پروردگار من، مرا و كسانم را از عاقبت عملى كه مىكنند رهايى بخش.
- ۱۷۰ او و همه كسانش را رهانيديم.
- ۱۷۱ مگر پيرزنى كه خواست بماند.
- ۱۷۲ سپس ديگران را هلاك كرديم.
- ۱۷۳ بر آنها بارانى بارانيديم و چه بد بود باران تهديدشدگان.
- ۱۷۴ هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.
- ۱۷۵ هرآينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.
- ۱۷۶ مردم اَيكه پيامبران را تكذيب كردند.
- ۱۷۷ آنگاه كه شعيب به آنها گفت: آيا پروا نمىكنيد؟
- ۱۷۸ من براى شما پيامبرى امين هستم.
- ۱۷۹ از خدا بترسيد و از من اطاعت كنيد.
- ۱۸۰ من از شما در برابر هدايت خود مزدى نمىطلبم. مزد من تنها بر عهده پروردگار جهانيان…
- ۱۸۱ پيمانه را تمام بپردازيد و كمفروشى مكنيد.
- ۱۸۲ و با ترازوى درست وزن كنيد.
- ۱۸۳ به مردم كم مدهيد و بىباكانه در زمين فساد مكنيد.
- ۱۸۴ از آن كس كه شما و آفريدگان پيش از شما را آفريده است بترسيد.
- ۱۸۵ گفتند: جز اين نيست كه تو را جادو كردهاند.
- ۱۸۶ تو نيز بشرى همانند ما هستى و مىپنداريم كه دروغ مىگويى.
- ۱۸۷ اگر راست مىگويى، پارهاى از آسمان را بر سر ما انداز.
- ۱۸۸ گفت: پروردگار من به كارى كه مىكنيد داناتر است.
- ۱۸۹ پس تكذيبش كردند و در آن روز ابرى، عذاب آنان را فرو گرفت. و آن عذاب…
- ۱۹۰ هرآينه در اين عبرتى است، و بيشترينشان ايمان نياوردند.
- ۱۹۱ هرآينه پروردگار تو پيروزمند و مهربان است.
- ۱۹۲ و اين كتاب، نازل شده از جانب پروردگار جهانيان است.
- ۱۹۳ آن را روحالامين نازل كرده است،
- ۱۹۴ بر دل تو، تا از بيمدهندگان باشى.
- ۱۹۵ به زبان عربى روشن.
- ۱۹۶ و آن در نوشتههاى پيشينيان نيز هست.
- ۱۹۷ آيا اين نشانه برايشان بسنده نيست كه علماى بنىاسرائيل از آن آگاهند؟
- ۱۹۸ اگر آن را بر يكى از عجمان نازل كرده بوديم،
- ۱۹۹ و بر ايشان مىخواندش، بدان ايمان نمىآوردند.
- ۲۰۰ بدينسان قرآن را در دلهاى مجرمان راه داديم.
- ۲۰۱ بدان ايمان نمىآورند تا عذاب دردآور را بنگرند.
- ۲۰۲ و آن عذاب ناگهان و بىخبر بر آنان فرود مىآيد.
- ۲۰۳ مىگويند: آيا ما را مهلتى خواهند داد؟
- ۲۰۴ آيا به عذاب ما مىشتابند؟
- ۲۰۵ ديدى كه هر چند سالها برخوردارشان ساختيم،
- ۲۰۶ باز هم عذابى كه به آنها وعده شده بود بر سرشان آمد،
- ۲۰۷ آن برخورداريها به حالشان سود نكرد؟
- ۲۰۸ ما هيچ قريهاى را هلاك نكرديم جز آنكه برايشان بيمدهندگانى بودند.
- ۲۰۹ تا پندشان دهند. زيرا ما ستمكار نيستيم.
- ۲۱۰ و اين قرآن را شياطين نازل نكردهاند.
- ۲۱۱ آنان نه درخور اين كارند و نه توان آن دارند.
- ۲۱۲ شياطين را از شنيدن وحى معزول داشتهاند.
- ۲۱۳ پس با خداى يكتا خداى ديگرى را مخوان تا مباد در شمار مستحقان عذاب درآيى.
- ۲۱۴ خويشاوندان نزديكت را بترسان.
- ۲۱۵ در برابر هر يك از مؤمنان كه از تو پيروى مىكند بال فروتنى فرودآر.
- ۲۱۶ و اگر بر تو عصيان ورزيدند بگو: من از كارهاى شما بيزارم.
- ۲۱۷ و بر خداى پيروزمند مهربان توكل كن.
- ۲۱۸ آن كه تو را مىبيند آنگاه كه برمىخيزى.
- ۲۱۹ و نماز خواندنت را با ديگر نمازگزاران مىبيند.
- ۲۲۰ هرآينه اوست شنواى دانا.
- ۲۲۱ آيا شما را آگاه كنم كه شياطين بر چه كسى نازل مىشوند؟
- ۲۲۲ بر هر بسيار دروغگوى گنهكار نازل مىشوند.
- ۲۲۳ گوش فرا مىدهند و بيشترينشان دروغگويانند.
- ۲۲۴ و گمراهان از پى شاعران مىروند.
- ۲۲۵ آيا نديدهاى كه شاعران در هر واديى سرگشتهاند؟
- ۲۲۶ و چيزها مىگويند كه خود عمل نمىكنند؟
- ۲۲۷ مگر آنان كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند و خدا را فراوان ياد كردند و…