سوره فجر
ترجمهٔ صفحه ۵۹۳
سوگند به سپيده صبح،
و سوگند به شبهاى دهگانه،
و سوگند به جفت و طاق،
و سوگند به شب چون روى به رفتن نهد.
آيا خردمند را اين سوگندها كافى است؟
آيا نديدهاى كه پروردگار تو با قوم عاد چه كرد؟
با اِرَم كه ستونها داشت؟
و همانند آن در هيچ شهرى آفريده نشده بود.
و قوم ثمود كه در آن وادى سنگ را مىبريدند،
و قوم فرعون آن دارنده ميخها،
آنها در بلاد طغيان كردند،
و در آنها به فساد در افزودند.
و پروردگار تو تازيانه عذاب را بر سرشان فرود آورد.
زيرا پروردگارت به كمينگاه است.
اما آدمى، چون پروردگارش بيازمايد و گرامىاش دارد و نعمتش دهد، مىگويد: پروردگار من مرا گرامى داشت.
و چون بيازمايدش و رزق بر او تنگ گيرد، مىگويد: پروردگار من مرا خوار ساخت.
نه چنان است. شما يتيم را گرامى نمىداريد،
و يكديگر را به اطعام مسكين ترغيب نمىكنيد،
و ميراث را حريصانه مىخوريد،
و مال را فراوان دوست داريد.
آرى، چون زمين شكسته شود و شكسته شود،
و امر پروردگار تو فرا رسد و فرشتگان صف در صف،
و در آن روز جهنم را حاضر آرند، آدمى پند گيرد. و چه جاى پند گرفتن باشد؟