سوره واقعه
ترجمهٔ صفحه ۵۳۵
پسرانى همواره جوان گردشان مىچرخند،
با قدحها و ابريقها و جامهايى از شرابى كه در جويها جارى است.
از نوشيدنش نه سردرد گيرند و نه بيهوش شوند.
و ميوههايى كه خود برمىگزينند.
و گوشت پرنده هر چه بخواهند.
و حوران درشت چشم،
همانند مرواريدهايى در صدف.
همه به پاداش كارهايى كه مىكردهاند.
در آنجا نه سخن لغو شنوند و نه گناهآلود.
جز يك سخن: سلام، سلام.
اما اصحاب سعادت، اصحاب سعادت چه حال دارند؟
در زير درخت سدر بىخار،
و درخت موزى كه ميوهاش بر يكديگر چيدهشده،
و سايهاى دايم،
و آبى همواره جارى،
و ميوهاى بسيار،
كه نه منقطع مىگردد و نه كس را از آن باز دارند.
و زنانى ارجمند.
آن زنان را ما بيافريديم، آفريدنى.
و دوشيزگان ساختيم.
معشوق همسران خويشند،
براى اصحاب سعادت.
گروهى از پيشينيان،
و گروهى كه از پى آمدهاند.
اما اصحاب شقاوت، اصحاب شقاوت چه حال دارند؟
در باد سموم و آب جوشانند.
در سايهاى از دود سياه،
نه سرد و نه خوش،
اينان پيش از اين در ناز و نعمت بودند.
و بر گناهان بزرگ اصرار مىورزيدند.
و مىگفتند: آيا زمانى كه ما مُرديم و خاك و استخوان شديم باز هم ما را زنده مىكنند،
يا نياكان ما را؟
بگو: همه را، آنان كه از پيش بودهاند و آنها كه از پىشان آمده بودند،
همه در وعدهگاه آن روز معين خواهند بود.